solmisations

[ایالات متحده]/ˌsɒlmɪˈzeɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌsɑlməˈzeɪʃənz/

ترجمه

n. عمل یا فرایند اختصاص دادن هجاهای خاص به نت‌های موسیقی

عبارات و ترکیب‌ها

musical solmisations

سولمیزاسیون‌های موسیقیایی

solmisations practice

تمرین سولمیزاسیون

solmisations system

سیستم سولمیزاسیون

solmisations method

روش سولمیزاسیون

solmisations chart

نمودار سولمیزاسیون

solmisations exercises

تمرینات سولمیزاسیون

solmisations theory

نظریه سولمیزاسیون

solmisations notes

یادداشت‌های سولمیزاسیون

solmisations scale

مقیاس سولمیزاسیون

advanced solmisations

سولمیزاسیون‌های پیشرفته

جملات نمونه

solmisations can help in understanding musical notes better.

استفاده از سولمیزاسیون‌ها می‌تواند به درک بهتر نت‌های موسیقی کمک کند.

teachers often use solmisations to teach singing.

معلمان اغلب از سولمیزاسیون‌ها برای آموزش آواز استفاده می‌کنند.

practicing solmisations improves pitch recognition.

تمرین سولمیزاسیون‌ها باعث بهبود تشخیص گام می‌شود.

many musicians rely on solmisations for sight-singing.

بسیاری از نوازندگان برای خواندن با دیدن به سولمیزاسیون‌ها تکیه می‌کنند.

solmisations can simplify complex melodies.

سولمیزاسیون‌ها می‌توانند ملودی‌های پیچیده را ساده کنند.

using solmisations makes learning music theory easier.

استفاده از سولمیزاسیون‌ها باعث آسان‌تر شدن یادگیری تئوری موسیقی می‌شود.

children often grasp solmisations quickly.

کودکان اغلب سولمیزاسیون‌ها را به سرعت درک می‌کنند.

solmisations are essential for developing musical skills.

سولمیزاسیون‌ها برای توسعه مهارت‌های موسیقی ضروری هستند.

in choir practice, solmisations are frequently used.

در تمرین گروه کر، سولمیزاسیون‌ها به طور مکرر استفاده می‌شوند.

some music educators emphasize the importance of solmisations.

برخی از مربیان موسیقی بر اهمیت سولمیزاسیون‌ها تاکید می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید