soloing a song
آهنگ سولو کردن
soloing guitar
گیتار سولو کردن
soloing now
هم اکنون سولو کردن
soloed beautifully
به زیبایی سولو کرده
soloing tonight
امروز شام سولو کردن
soloing onstage
روی صحنه سولو کردن
soloing fast
سریع سولو کردن
soloing hard
سخت سولو کردن
soloing with
همراه سولو کردن
soloing practice
تمرین سولو کردن
he's soloing on the guitar at the open mic night.
او در شب بازی گیتار به تنهایی بازی میکند.
she's soloing in the dance performance, showcasing her skills.
او در نمایش رقص به تنهایی بازی میکند و مهارتهایش را نشان میدهد.
the vocalist is soloing during the bridge of the song.
آوازگو در قسمت پل آهنگ به تنهایی بازی میکند.
he decided to solo hike in the mountains this weekend.
او تصمیم گرفت این هفتهپایانه به تنهایی در کوهها پیادهروی کند.
she's soloing on the saxophone, a challenging but rewarding experience.
او در ساکس فون به تنهایی بازی میکند، تجربهای چالشبرانگیز اما جبرانکننده.
the trumpet player is soloing with impressive speed and accuracy.
بازیگر ترومپت با سرعت و دقت عالی به تنهایی بازی میکند.
he's soloing in the video game, taking on the boss alone.
او در بازی ویدئویی به تنهایی بازی میکند و تنها با شرگر مواجه میشود.
she's soloing in the play, delivering a powerful monologue.
او در نمایش به تنهایی بازی میکند و یک مونولوگ قدرتمند ارائه میدهد.
they encouraged him to solo, giving him a chance to shine.
آنها او را تشویق کردند تا به تنهایی بازی کند و به او فرصتی برای نمایش تواناییهایش بدهند.
the pianist is soloing beautifully, captivating the audience.
پیانیست به شگفتانگیز بازی میکند و مخاطبان را جذب میکند.
she's soloing through the city, exploring hidden gems.
او به تنهایی از شهر عبور میکند و گوهرهای پنهان را کاوش میکند.
soloing a song
آهنگ سولو کردن
soloing guitar
گیتار سولو کردن
soloing now
هم اکنون سولو کردن
soloed beautifully
به زیبایی سولو کرده
soloing tonight
امروز شام سولو کردن
soloing onstage
روی صحنه سولو کردن
soloing fast
سریع سولو کردن
soloing hard
سخت سولو کردن
soloing with
همراه سولو کردن
soloing practice
تمرین سولو کردن
he's soloing on the guitar at the open mic night.
او در شب بازی گیتار به تنهایی بازی میکند.
she's soloing in the dance performance, showcasing her skills.
او در نمایش رقص به تنهایی بازی میکند و مهارتهایش را نشان میدهد.
the vocalist is soloing during the bridge of the song.
آوازگو در قسمت پل آهنگ به تنهایی بازی میکند.
he decided to solo hike in the mountains this weekend.
او تصمیم گرفت این هفتهپایانه به تنهایی در کوهها پیادهروی کند.
she's soloing on the saxophone, a challenging but rewarding experience.
او در ساکس فون به تنهایی بازی میکند، تجربهای چالشبرانگیز اما جبرانکننده.
the trumpet player is soloing with impressive speed and accuracy.
بازیگر ترومپت با سرعت و دقت عالی به تنهایی بازی میکند.
he's soloing in the video game, taking on the boss alone.
او در بازی ویدئویی به تنهایی بازی میکند و تنها با شرگر مواجه میشود.
she's soloing in the play, delivering a powerful monologue.
او در نمایش به تنهایی بازی میکند و یک مونولوگ قدرتمند ارائه میدهد.
they encouraged him to solo, giving him a chance to shine.
آنها او را تشویق کردند تا به تنهایی بازی کند و به او فرصتی برای نمایش تواناییهایش بدهند.
the pianist is soloing beautifully, captivating the audience.
پیانیست به شگفتانگیز بازی میکند و مخاطبان را جذب میکند.
she's soloing through the city, exploring hidden gems.
او به تنهایی از شهر عبور میکند و گوهرهای پنهان را کاوش میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید