decipherable

[ایالات متحده]/dɪˈsaɪfəbl/
[بریتانیا]/dɪˈsaɪfərbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل درک یا تفسیر؛ قابل ترجمه یا خواندن

عبارات و ترکیب‌ها

decipherable code

کد قابل رمزگشایی

decipherable message

پیام قابل رمزگشایی

decipherable text

متن قابل رمزگشایی

decipherable language

زبان قابل رمزگشایی

decipherable pattern

الگوی قابل رمزگشایی

decipherable signal

سیگنال قابل رمزگشایی

decipherable clues

سرنخ‌های قابل رمزگشایی

decipherable symbols

نمادهای قابل رمزگشایی

decipherable handwriting

خط دستنو قابل رمزگشایی

decipherable instructions

دستورالعمل‌های قابل رمزگشایی

جملات نمونه

the code was finally decipherable after hours of work.

کد پس از ساعت‌ها تلاش سرانجام قابل رمزگشایی شد.

her handwriting is barely decipherable.

خط دست او به سختی قابل رمزگشایی است.

he found the ancient script decipherable with the right tools.

او با ابزارهای مناسب، نوشتۀ باستانی را قابل رمزگشایی یافت.

the instructions were clear and easily decipherable.

دستورالعمل‌ها واضح و به راحتی قابل رمزگشایی بودند.

in the dark, the message became less decipherable.

در تاریکی، پیام کمتر قابل رمزگشایی شد.

the puzzle was challenging but ultimately decipherable.

معما چالش‌برانگیز بود اما در نهایت قابل رمزگشایی بود.

her accent made her words less decipherable.

لهجه‌اش باعث شد کلماتش کمتر قابل رمزگشایی باشند.

the map was old, but still somewhat decipherable.

نقشه قدیمی بود، اما هنوز تا حدودی قابل رمزگشایی بود.

only a few passages of the manuscript were decipherable.

فقط چند بخش از دست‌نویس قابل رمزگشایی بود.

the scientist made the data decipherable for the public.

دانشمند داده‌ها را برای عموم مردم قابل رمزگشایی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید