decipherable code
کد قابل رمزگشایی
decipherable message
پیام قابل رمزگشایی
decipherable text
متن قابل رمزگشایی
decipherable language
زبان قابل رمزگشایی
decipherable pattern
الگوی قابل رمزگشایی
decipherable signal
سیگنال قابل رمزگشایی
decipherable clues
سرنخهای قابل رمزگشایی
decipherable symbols
نمادهای قابل رمزگشایی
decipherable handwriting
خط دستنو قابل رمزگشایی
decipherable instructions
دستورالعملهای قابل رمزگشایی
the code was finally decipherable after hours of work.
کد پس از ساعتها تلاش سرانجام قابل رمزگشایی شد.
her handwriting is barely decipherable.
خط دست او به سختی قابل رمزگشایی است.
he found the ancient script decipherable with the right tools.
او با ابزارهای مناسب، نوشتۀ باستانی را قابل رمزگشایی یافت.
the instructions were clear and easily decipherable.
دستورالعملها واضح و به راحتی قابل رمزگشایی بودند.
in the dark, the message became less decipherable.
در تاریکی، پیام کمتر قابل رمزگشایی شد.
the puzzle was challenging but ultimately decipherable.
معما چالشبرانگیز بود اما در نهایت قابل رمزگشایی بود.
her accent made her words less decipherable.
لهجهاش باعث شد کلماتش کمتر قابل رمزگشایی باشند.
the map was old, but still somewhat decipherable.
نقشه قدیمی بود، اما هنوز تا حدودی قابل رمزگشایی بود.
only a few passages of the manuscript were decipherable.
فقط چند بخش از دستنویس قابل رمزگشایی بود.
the scientist made the data decipherable for the public.
دانشمند دادهها را برای عموم مردم قابل رمزگشایی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید