solvated

[ایالات متحده]/ˈsɒl.veɪ.tɪd/
[بریتانیا]/ˈsɑl.veɪ.tɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. یک (ماده) را به یک سالوات تبدیل کردن
n. سالوات؛ ترکیبی که از تعامل یک حلّال با یک حلال تشکیل شده است

عبارات و ترکیب‌ها

solvated ions

یون‌های محلول

solvated molecules

مولکول‌های محلول

solvated clusters

خوشه‌های محلول

solvated state

حالت محلول

solvated electrons

الکترون‌های محلول

solvated protons

پروتون‌های محلول

solvated complexes

پیچیده‌های محلول

solvated environment

محیط محلول

solvated species

گونه‌های محلول

solvated interactions

برهم‌کنش‌های محلول

جملات نمونه

the ions are solvated in the solution.

یون‌ها در محلول حل شده‌اند.

solvated electrons can play a crucial role in chemical reactions.

الکترون‌های حل‌شده می‌توانند نقش مهمی در واکنش‌های شیمیایی ایفا کنند.

in this study, we examined how molecules are solvated.

در این مطالعه، بررسی کردیم که مولکول‌ها چگونه حل می‌شوند.

solvated states can influence the properties of materials.

حالت‌های حل‌شده می‌توانند بر خواص مواد تأثیر بگذارند.

the process of solvated ion transport is complex.

فرآیند انتقال یون‌های حل‌شده پیچیده است.

solvated protons are essential in many chemical systems.

پروتون‌های حل‌شده در بسیاری از سیستم‌های شیمیایی ضروری هستند.

the solvated structure was determined using spectroscopy.

ساختار حل‌شده با استفاده از طیف‌سنجی تعیین شد.

in polar solvents, ions are more readily solvated.

در حلال‌های قطبی، یون‌ها بیشتر به راحتی حل می‌شوند.

understanding solvated clusters can improve our knowledge of solvation.

درک خوشه‌های حل‌شده می‌تواند دانش ما را در مورد حلالیت بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید