somebodies

[ایالات متحده]/ˈsʌmbədiːz/
[بریتانیا]/ˈsʌmˌbɑːdiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع somebody

عبارات و ترکیب‌ها

somebodies business

کارهای کسی

somebodies opinion

نظر کسی

somebodies responsibility

مسئولیت کسی

somebodies problem

مشکل کسی

somebodies choice

انتخاب کسی

somebodies time

وقت کسی

somebodies attention

توجه کسی

somebodies feelings

احساسات کسی

somebodies needs

نیازهای کسی

somebodies life

زندگی کسی

جملات نمونه

somebodies often feel pressure to meet expectations.

بعضی افراد اغلب احساس فشار می‌کنند تا انتظارات را برآورده کنند.

in a group, there are always somebodies who take the lead.

در یک گروه، همیشه افرادی هستند که پیشگویی می‌کنند.

somebodies may struggle with self-identity.

برخی افراد ممکن است با هویت خود دست و پنجه نرم کنند.

it's important for somebodies to find their own voice.

برای برخی افراد مهم است که صدای خود را پیدا کنند.

somebodies can inspire others with their stories.

برخی افراد می‌توانند با داستان‌های خود دیگران را الهام بخشند.

somebodies often seek validation from peers.

برخی افراد اغلب به دنبال تایید از همسالان خود هستند.

somebodies need support during challenging times.

برخی افراد در زمان‌های دشوار به حمایت نیاز دارند.

somebodies are often misunderstood by society.

برخی افراد اغلب توسط جامعه درک نمی‌شوند.

somebodies should embrace their uniqueness.

برخی افراد باید منحصر به فرد بودن خود را بپذیرند.

somebodies play a crucial role in community building.

برخی افراد نقش مهمی در ایجاد جامعه ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید