someday

[ایالات متحده]/'sʌm,deɪ/
[بریتانیا]/'sʌm,de/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. در زمانی در آینده
Word Forms
جمعsomedays

جملات نمونه

Come some day (not someday ) soon.

یک روز بیا (نه روزی که هنوز نیامده است) زود.

Choose some day (not someday ) that is not so busy. See Usage Note at sometime

یک روزی را انتخاب کنید (نه روزی که هنوز نیامده است) که خیلی شلوغ نباشد. به یادداشت نحوه استفاده در زمان مناسب مراجعه کنید.

Someday they are planning to alphabetize all their books and set up home catalogs.

روزی آنها قصد دارند تمام کتاب های خود را الفبایی کنند و کاتالوگ های خانگی راه اندازی کنند.

Brenda has long ears; someday, she's going to hear something that will upset her.

برندا گوش های بلندی دارد؛ روزی چیزی می شنود که او را ناراحت کند.

Everybody is always living in a whirligig of selfhood and it's turely destined that someday we all will age and die.

همه همیشه در گردابی از خودشیفتگی زندگی می‌کنند و سرنوشت آن است که روزی همه ما پیر و فوت خواهیم کرد.

"Someday, if he gets many more customers, Billy might win a prize for being an outstanding newspaper boy."

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید