somesthetic

[ایالات متحده]/ˌsɒm.ɪsˈθet.ɪk/
[بریتانیا]/ˌsɑː.mɪsˈθet.ɪk/

ترجمه

adj. مربوط به ادراک احساسات بدنی

عبارات و ترکیب‌ها

somesthetic sensation

احساسات لمسی

somesthetic perception

درک حسی

somesthetic input

ورودی حسی

somesthetic awareness

آگاهی حسی

somesthetic feedback

بازخورد حسی

somesthetic response

واکنش حسی

somesthetic stimuli

تحریکات حسی

somesthetic disorders

اختلالات حسی

somesthetic integration

ادغام حسی

somesthetic mapping

نگاشت حسی

جملات نمونه

somesthetic awareness is crucial for dancers.

آگاهی جسمانی برای رقصندگان بسیار مهم است.

he developed his somesthetic skills through yoga.

او مهارت‌های جسمانی خود را از طریق یوگا توسعه داد.

somesthetic feedback can enhance athletic performance.

بازخورد جسمانی می‌تواند عملکرد ورزشی را بهبود بخشد.

children benefit from somesthetic learning activities.

کودکان از فعالیت‌های یادگیری جسمانی بهره‌مند می‌شوند.

somesthetic sensations play a role in emotional responses.

احساسات جسمانی در پاسخ‌های عاطفی نقش دارند.

therapists use somesthetic techniques to aid recovery.

درمانگران از تکنیک‌های جسمانی برای کمک به بهبودی استفاده می‌کنند.

somesthetic experiences can be therapeutic.

تجربه‌های جسمانی می‌توانند درمانی باشند.

she has a strong somesthetic perception of her environment.

او درک قوی‌ای از محیط اطراف خود از طریق حس جسمانی دارد.

somesthetic training improves body awareness.

آموزش جسمانی باعث افزایش آگاهی از بدن می‌شود.

understanding somesthetic signals aids in communication.

درک نشانه‌های جسمانی به برقراری ارتباط کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید