somewheres

[ایالات متحده]/ˈsʌmweəz/
[بریتانیا]/ˈsʌmˌwɛrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به یا در یک مکان \nn. یک مکان خاص

عبارات و ترکیب‌ها

somewheres over

جایی بالاتر

somewheres new

جایی جدید

somewheres else

جایی دیگر

somewheres around

جایی اطراف

somewheres beyond

جایی فراتر

somewheres close

جایی نزدیک

somewheres far

جایی دور

somewheres down

جایی پایین

somewheres inside

جایی درون

somewheres nearby

جایی نزدیک

جملات نمونه

let’s meet somewheres around the park.

بیایید در جایی نزدیک پارک همدیگر را ملاقات کنیم.

she left her bag somewheres in the café.

او کیف خود را در جایی در کافه رها کرد.

we should go somewheres quiet to talk.

ما باید به جایی آرام برویم تا صحبت کنیم.

he mentioned he would be somewheres in the city.

او اشاره کرد که در جایی در شهر خواهد بود.

there’s a nice restaurant somewheres near here.

یک رستوران خوب در جایی نزدیک اینجا وجود دارد.

she wants to travel somewheres exotic this summer.

او می‌خواهد تابستان امسال به جایی عجیب و غریب سفر کند.

let’s find somewheres to hide from the rain.

بیایید جایی برای پنهان شدن از باران پیدا کنیم.

there’s bound to be somewheres to park around here.

مطمئناً جایی برای پارک کردن در این نزدیکی وجود دارد.

i left my keys somewheres in the house.

کلیدهایم را در جایی در خانه رها کردم.

we can find somewheres nice to watch the sunset.

ما می‌توانیم جایی خوب برای تماشای غروب آفتاب پیدا کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید