soph

[ایالات متحده]/sɒf/
[بریتانیا]/sɑf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دانشجوی سال دوم دانشگاه; فردی با دو سال تجربه
Word Forms
جمعsophs

عبارات و ترکیب‌ها

sophisticated design

طراحی پیشرفته

sophisticated technology

فناوری پیشرفته

sophisticated taste

سلیقهٔ پیچیده

sophisticated system

سیستم پیشرفته

sophisticated approach

رویکرد پیشرفته

sophisticated analysis

تجزیه و تحلیل پیچیده

sophisticated software

نرم‌افزار پیشرفته

sophisticated features

ویژگی‌های پیشرفته

sophisticated user

کاربر پیشرفته

sophisticated audience

مخاطب پیشرفته

جملات نمونه

he is very soph when it comes to technology.

او در مورد فناوری بسیار باهوش است.

she has a soph understanding of art history.

او درک عمیقی از تاریخ هنر دارد.

his soph approach to problem-solving impressed everyone.

رویکرد باهوشانه او به حل مسئله همه را تحت تاثیر قرار داد.

they need a soph strategy for the marketing campaign.

آنها به یک استراتژی باهوشانه برای کمپین بازاریابی نیاز دارند.

her soph taste in fashion sets her apart.

سلیقه باهوشانه او در مد او را از دیگران متمایز می کند.

we require soph skills for this job.

ما برای این شغل به مهارت های باهوشانه نیاز داریم.

the presentation was soph and well-organized.

ارائه بسیار باهوشانه و سازمان یافته بود.

his soph remarks during the meeting were appreciated.

اظهارات باهوشانه او در طول جلسه مورد استقبال قرار گرفت.

she has a soph perspective on global issues.

او دیدگاهی باهوشانه در مورد مسائل جهانی دارد.

they are known for their soph customer service.

آنها به خاطر خدمات مشتریان باهوشانه خود شناخته شده اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید