| جمع | sophs |
sophisticated design
طراحی پیشرفته
sophisticated technology
فناوری پیشرفته
sophisticated taste
سلیقهٔ پیچیده
sophisticated system
سیستم پیشرفته
sophisticated approach
رویکرد پیشرفته
sophisticated analysis
تجزیه و تحلیل پیچیده
sophisticated software
نرمافزار پیشرفته
sophisticated features
ویژگیهای پیشرفته
sophisticated user
کاربر پیشرفته
sophisticated audience
مخاطب پیشرفته
he is very soph when it comes to technology.
او در مورد فناوری بسیار باهوش است.
she has a soph understanding of art history.
او درک عمیقی از تاریخ هنر دارد.
his soph approach to problem-solving impressed everyone.
رویکرد باهوشانه او به حل مسئله همه را تحت تاثیر قرار داد.
they need a soph strategy for the marketing campaign.
آنها به یک استراتژی باهوشانه برای کمپین بازاریابی نیاز دارند.
her soph taste in fashion sets her apart.
سلیقه باهوشانه او در مد او را از دیگران متمایز می کند.
we require soph skills for this job.
ما برای این شغل به مهارت های باهوشانه نیاز داریم.
the presentation was soph and well-organized.
ارائه بسیار باهوشانه و سازمان یافته بود.
his soph remarks during the meeting were appreciated.
اظهارات باهوشانه او در طول جلسه مورد استقبال قرار گرفت.
she has a soph perspective on global issues.
او دیدگاهی باهوشانه در مورد مسائل جهانی دارد.
they are known for their soph customer service.
آنها به خاطر خدمات مشتریان باهوشانه خود شناخته شده اند.
sophisticated design
طراحی پیشرفته
sophisticated technology
فناوری پیشرفته
sophisticated taste
سلیقهٔ پیچیده
sophisticated system
سیستم پیشرفته
sophisticated approach
رویکرد پیشرفته
sophisticated analysis
تجزیه و تحلیل پیچیده
sophisticated software
نرمافزار پیشرفته
sophisticated features
ویژگیهای پیشرفته
sophisticated user
کاربر پیشرفته
sophisticated audience
مخاطب پیشرفته
he is very soph when it comes to technology.
او در مورد فناوری بسیار باهوش است.
she has a soph understanding of art history.
او درک عمیقی از تاریخ هنر دارد.
his soph approach to problem-solving impressed everyone.
رویکرد باهوشانه او به حل مسئله همه را تحت تاثیر قرار داد.
they need a soph strategy for the marketing campaign.
آنها به یک استراتژی باهوشانه برای کمپین بازاریابی نیاز دارند.
her soph taste in fashion sets her apart.
سلیقه باهوشانه او در مد او را از دیگران متمایز می کند.
we require soph skills for this job.
ما برای این شغل به مهارت های باهوشانه نیاز داریم.
the presentation was soph and well-organized.
ارائه بسیار باهوشانه و سازمان یافته بود.
his soph remarks during the meeting were appreciated.
اظهارات باهوشانه او در طول جلسه مورد استقبال قرار گرفت.
she has a soph perspective on global issues.
او دیدگاهی باهوشانه در مورد مسائل جهانی دارد.
they are known for their soph customer service.
آنها به خاطر خدمات مشتریان باهوشانه خود شناخته شده اند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید