sophistries

[ایالات متحده]/ˈsɒfɪstriz/
[بریتانیا]/ˈsɑːfɪstriz/

ترجمه

n. جمع سفسطه؛ شکلی از استدلال که ظاهراً قابل قبول است اما در واقع نامعتبر است

عبارات و ترکیب‌ها

legal sophistries

مغاله‌آت حقوقی

intellectual sophistries

مغاله‌آت فکری

political sophistries

مغاله‌آت سیاسی

rhetorical sophistries

مغاله‌آت بلاغی

philosophical sophistries

مغاله‌آت فلسفی

moral sophistries

مغاله‌آت اخلاقی

sophistries abound

مغاله‌آت فراوان هستند

sophistries exposed

مغاله‌آت افشا شدند

sophistries dismantled

مغاله‌آت تخریب شدند

sophistries unveiled

مغاله‌آت آشکار شدند

جملات نمونه

the lawyer used clever sophistries to win the case.

وکیل از ترفندهای زیرکانه برای برنده شدن در پرونده استفاده کرد.

his sophistries failed to convince the jury.

ترفندهای او نتوانستند هیئت منصفه را متقاعد کنند.

she saw through his sophistries and demanded the truth.

او از پس ترفندهای او گذشت و حقیقت را خواستار شد.

the politician's sophistries were transparent to the public.

ترفندهای سیاسیون برای مردم آشکار بود.

using sophistries in arguments can backfire.

استفاده از ترفندها در استدلال ها ممکن است نتیجه عکس دهد.

he was skilled in the art of sophistries.

او در هنر ترفندها مهارت داشت.

her sophistries were easily debunked by experts.

ترفندهای او به راحتی توسط کارشناسان رد شد.

they relied on sophistries to justify their actions.

آنها برای توجیه اعمال خود به ترفندها متکی بودند.

his arguments were filled with sophistries and misleading information.

استدلال های او مملو از ترفندها و اطلاعات گمراه کننده بود.

she dismissed his sophistries as mere distractions.

او ترفندهای او را صرفاً حواس پرتی تلقی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید