sophoras

[ایالات متحده]/ˈsɒfərəz/
[بریتانیا]/ˈsɑfərəz/

ترجمه

n. جمع sophora؛ یک جنس درخت و درختچه از خانواده لوبیا.

جملات نمونه

the beautiful garden was filled with blooming sophoras.

باغ زیبایی با گل‌های گیاه سوفرای پر شده بود.

we decided to plant sophoras along the driveway for shade.

ما تصمیم گرفتیم تا سوفرای را در کنار راه‌رو برای سایه‌گذاری کاشته شود.

the falling leaves of the sophoras covered the yard in gold.

برگ‌های سوفرای که از آن‌ها افتاده بودند، فضای بیرونی را با طلا پوشانده بود.

many herbal remedies utilize the root bark of sophoras.

بیشمار درمان‌های گیاهی از پوست ریشه سوفرای استفاده می‌کنند.

the fragrance of the flowering sophoras attracted many bees.

عطر گیاه سوفرای گل‌دار بسیاری از م峰‌ها را جذب کرد.

several ancient sophoras still stand near the temple entrance.

چندین سوفرای باستانی هنوز در نزدیکی ورودی معبد قرار دارند.

the landscaper recommended pruning the sophoras in late winter.

طراح فضای سبز پیشنهاد داد که سوفرای را در پایان زمستان برش داده شود.

sophoras are known for their resistance to drought and heat.

سوفرای به دلیل مقاومت آن‌ها در برابر خشکی و گرما شناخته می‌شوند.

she painted a picture of the sophoras in the afternoon light.

او یک تصویر از سوفرای را در نور عصر نقاشی کرد.

the city council voted to preserve the historic sophoras.

شورای شهر تصویب کرد تا سوفرای تاریخی حفظ شوند.

distinctive beads were once made from the seeds of sophoras.

گوی‌های متمایز یک زمانی از دانه‌های سوفرای ساخته می‌شدند.

look at the intricate pattern of the sophoras' leaves.

به الگوی پیچیده برگ‌های سوفرای نگاه کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید