sopor

[ایالات متحده]/ˈsɒpə/
[بریتانیا]/ˈsoʊpər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خواب عمیق; خواب آلودگی
Word Forms
جمعsopors

عبارات و ترکیب‌ها

soporific effect

اثر خواب‌آور

soporific state

حالت خواب‌آور

soporific drug

داروی خواب‌آور

soporific music

موسیقی خواب‌آور

soporific tea

چای خواب‌آور

soporific atmosphere

فضای خواب‌آور

soporific lecture

سخنرانی خواب‌آور

soporific environment

محیط خواب‌آور

soporific effects

اثرات خواب‌آور

soporific properties

ویژگی‌های خواب‌آور

جملات نمونه

the sopor of the lecture made it hard to stay awake.

خواب‌آلودگی سخنرانی باعث می‌شد بیدار ماندن سخت باشد.

after the long day, a sopor settled over the room.

بعد از روز طولانی، خواب‌آلودگی بر اتاق حاکم شد.

the warm blanket induced a pleasant sopor.

ملحفه گرم، خواب‌آلودگی دلپذیری ایجاد کرد.

his voice had a soporific effect on the audience.

صدای او تأثیر خواب‌آوری بر روی مخاطبان داشت.

she felt a sopor creeping in after the big meal.

او احساس کرد که بعد از غذای بزرگ، خواب‌آلودگی در حال رخنه کردن است.

the sopor of the afternoon made it difficult to concentrate.

خواب‌آلودگی بعد از ظهر باعث می‌شد تمرکز کردن سخت باشد.

reading in bed often leads to a sopor.

خواندن در رختخواب اغلب منجر به خواب‌آلودگی می‌شود.

the gentle music created a sopor that enveloped the room.

موسیقی ملایم، خواب‌آلودگی ایجاد کرد که اتاق را در بر گرفت.

the medication had a soporific effect on him.

دارو تأثیر خواب‌آوری بر او داشت.

she struggled against the sopor that threatened to take over.

او با خواب‌آلودگی‌ای که قصد داشت بر او غلبه کند، مبارزه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید