sorrinesses

[ایالات متحده]/ˈsɒrɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈsɔːrɪnəsɪz/

ترجمه

n. حالت غمگینی؛ احساسات پشیمانی یا اندوه

عبارات و ترکیب‌ها

expressing sorrinesses

ابراز پشیمانی‌ها

sorrinesses are felt

پشیمانی‌ها احساس می‌شوند

acknowledging sorrinesses

اعتراف به پشیمانی‌ها

sorrinesses in action

پشیمانی‌ها در عمل

sharing sorrinesses

اشتراک‌گذاری پشیمانی‌ها

sorrinesses expressed

پشیمانی‌های بیان شده

feeling sorrinesses

احساس پشیمانی‌ها

sorrinesses acknowledged

پشیمانی‌های مورد تأیید

understanding sorrinesses

درک پشیمانی‌ها

receiving sorrinesses

دریافت پشیمانی‌ها

جملات نمونه

his repeated sorrinesses made her feel uneasy.

تکرر احساس پشیمانی او باعث ناراحتی او شد.

she expressed her sorrinesses for missing the meeting.

او برای غیبت در جلسه، احساس پشیمانی خود را ابراز کرد.

despite his sorrinesses, she couldn't forgive him.

با وجود احساس پشیمانی او، او نتوانست او را ببخشد.

his sorrinesses seemed insincere after the third time.

پس از بار سوم، احساس پشیمانی او غیرصادقانه به نظر می رسید.

she accepted his sorrinesses but still felt hurt.

او احساس پشیمانی او را پذیرفت، اما هنوز هم احساس ناراحتی کرد.

they exchanged sorrinesses after the argument.

آنها پس از بحث، احساس پشیمانی با یکدیگر تبادل کردند.

his constant sorrinesses began to annoy her.

احساس پشیمانی مداوم او شروع به آزار او کرد.

she appreciated his sorrinesses, but actions matter more.

او از احساس پشیمانی او قدردانی کرد، اما اقدامات مهم تر هستند.

his sorrinesses were not enough to mend their friendship.

احساس پشیمانی او برای ترمیم دوستی آنها کافی نبود.

after his sorrinesses, they were able to move forward.

پس از احساس پشیمانی او، آنها توانستند به جلو بروند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید