expressing sorrinesses
ابراز پشیمانیها
sorrinesses are felt
پشیمانیها احساس میشوند
acknowledging sorrinesses
اعتراف به پشیمانیها
sorrinesses in action
پشیمانیها در عمل
sharing sorrinesses
اشتراکگذاری پشیمانیها
sorrinesses expressed
پشیمانیهای بیان شده
feeling sorrinesses
احساس پشیمانیها
sorrinesses acknowledged
پشیمانیهای مورد تأیید
understanding sorrinesses
درک پشیمانیها
receiving sorrinesses
دریافت پشیمانیها
his repeated sorrinesses made her feel uneasy.
تکرر احساس پشیمانی او باعث ناراحتی او شد.
she expressed her sorrinesses for missing the meeting.
او برای غیبت در جلسه، احساس پشیمانی خود را ابراز کرد.
despite his sorrinesses, she couldn't forgive him.
با وجود احساس پشیمانی او، او نتوانست او را ببخشد.
his sorrinesses seemed insincere after the third time.
پس از بار سوم، احساس پشیمانی او غیرصادقانه به نظر می رسید.
she accepted his sorrinesses but still felt hurt.
او احساس پشیمانی او را پذیرفت، اما هنوز هم احساس ناراحتی کرد.
they exchanged sorrinesses after the argument.
آنها پس از بحث، احساس پشیمانی با یکدیگر تبادل کردند.
his constant sorrinesses began to annoy her.
احساس پشیمانی مداوم او شروع به آزار او کرد.
she appreciated his sorrinesses, but actions matter more.
او از احساس پشیمانی او قدردانی کرد، اما اقدامات مهم تر هستند.
his sorrinesses were not enough to mend their friendship.
احساس پشیمانی او برای ترمیم دوستی آنها کافی نبود.
after his sorrinesses, they were able to move forward.
پس از احساس پشیمانی او، آنها توانستند به جلو بروند.
expressing sorrinesses
ابراز پشیمانیها
sorrinesses are felt
پشیمانیها احساس میشوند
acknowledging sorrinesses
اعتراف به پشیمانیها
sorrinesses in action
پشیمانیها در عمل
sharing sorrinesses
اشتراکگذاری پشیمانیها
sorrinesses expressed
پشیمانیهای بیان شده
feeling sorrinesses
احساس پشیمانیها
sorrinesses acknowledged
پشیمانیهای مورد تأیید
understanding sorrinesses
درک پشیمانیها
receiving sorrinesses
دریافت پشیمانیها
his repeated sorrinesses made her feel uneasy.
تکرر احساس پشیمانی او باعث ناراحتی او شد.
she expressed her sorrinesses for missing the meeting.
او برای غیبت در جلسه، احساس پشیمانی خود را ابراز کرد.
despite his sorrinesses, she couldn't forgive him.
با وجود احساس پشیمانی او، او نتوانست او را ببخشد.
his sorrinesses seemed insincere after the third time.
پس از بار سوم، احساس پشیمانی او غیرصادقانه به نظر می رسید.
she accepted his sorrinesses but still felt hurt.
او احساس پشیمانی او را پذیرفت، اما هنوز هم احساس ناراحتی کرد.
they exchanged sorrinesses after the argument.
آنها پس از بحث، احساس پشیمانی با یکدیگر تبادل کردند.
his constant sorrinesses began to annoy her.
احساس پشیمانی مداوم او شروع به آزار او کرد.
she appreciated his sorrinesses, but actions matter more.
او از احساس پشیمانی او قدردانی کرد، اما اقدامات مهم تر هستند.
his sorrinesses were not enough to mend their friendship.
احساس پشیمانی او برای ترمیم دوستی آنها کافی نبود.
after his sorrinesses, they were able to move forward.
پس از احساس پشیمانی او، آنها توانستند به جلو بروند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید