feel remorses
از خطا خود پشیمانی حس میکند
expressing remorses
پشیمانی خود را بیان میکند
deep remorses
پشیمانی عمیق
showed remorses
پشیمانی نشان داد
without remorses
بدون پشیمانی
filled with remorses
پر از پشیمانی
any remorses?
هرگونه پشیمانی؟
acknowledging remorses
پشیمانی خود را میپذیرد
despite remorses
با وجود پشیمانی
genuine remorses
پشیمانی واقعی
she expressed deep remorses for her actions and apologized sincerely.
او از اعمال خود پشیمانی عمیقی نشان داد و به طور صادقانه عذرخواهی کرد.
he carried many remorses about not visiting his grandmother more often.
او از اینکه به نادرست بازدید از دوستش را انجام نداده بود پشیمانی زیادی داشت.
the company acknowledged its remorses and pledged to improve safety measures.
شرکت پشیمانی خود را قبول کرد و بهبود اقدامات ایمنی را وعده کرد.
despite his apologies, the victim couldn't forgive his remorses.
در انتقاد به عذرخواهیهای او، قربانی نتوانست پشیمانیهای او را ببخشید.
the weight of his remorses became unbearable over time.
با گذشت زمان، بار پشیمانیهای او تحملناپذیر شد.
she felt remorses about missing her daughter's performance.
او از اینکه نمایش دخترش را از دست داده بود پشیمانی داشت.
he publicly stated his remorses and asked for forgiveness.
او پشیمانیهای خود را به صورت عمومی اعلام کرد و بخشش خواست.
the judge questioned the sincerity of his remorses.
دیوان دلسوزی پشیمانیهای او را به سوالاتی در مورد صداقت آنها برد.
the politician's remorses seemed insincere to many voters.
پشیمانیهای سیاستمدار به نظر بسیاری از انتخابکنندگان غیرواقعی بود.
years later, he still harbored remorses about the argument.
چند سال بعد، او هنوز از این ماجرا پشیمانی داشت.
the team showed remorses for their poor performance in the game.
تیم از عملکرد ضعیف خود در بازی پشیمانی نشان داد.
feel remorses
از خطا خود پشیمانی حس میکند
expressing remorses
پشیمانی خود را بیان میکند
deep remorses
پشیمانی عمیق
showed remorses
پشیمانی نشان داد
without remorses
بدون پشیمانی
filled with remorses
پر از پشیمانی
any remorses?
هرگونه پشیمانی؟
acknowledging remorses
پشیمانی خود را میپذیرد
despite remorses
با وجود پشیمانی
genuine remorses
پشیمانی واقعی
she expressed deep remorses for her actions and apologized sincerely.
او از اعمال خود پشیمانی عمیقی نشان داد و به طور صادقانه عذرخواهی کرد.
he carried many remorses about not visiting his grandmother more often.
او از اینکه به نادرست بازدید از دوستش را انجام نداده بود پشیمانی زیادی داشت.
the company acknowledged its remorses and pledged to improve safety measures.
شرکت پشیمانی خود را قبول کرد و بهبود اقدامات ایمنی را وعده کرد.
despite his apologies, the victim couldn't forgive his remorses.
در انتقاد به عذرخواهیهای او، قربانی نتوانست پشیمانیهای او را ببخشید.
the weight of his remorses became unbearable over time.
با گذشت زمان، بار پشیمانیهای او تحملناپذیر شد.
she felt remorses about missing her daughter's performance.
او از اینکه نمایش دخترش را از دست داده بود پشیمانی داشت.
he publicly stated his remorses and asked for forgiveness.
او پشیمانیهای خود را به صورت عمومی اعلام کرد و بخشش خواست.
the judge questioned the sincerity of his remorses.
دیوان دلسوزی پشیمانیهای او را به سوالاتی در مورد صداقت آنها برد.
the politician's remorses seemed insincere to many voters.
پشیمانیهای سیاستمدار به نظر بسیاری از انتخابکنندگان غیرواقعی بود.
years later, he still harbored remorses about the argument.
چند سال بعد، او هنوز از این ماجرا پشیمانی داشت.
the team showed remorses for their poor performance in the game.
تیم از عملکرد ضعیف خود در بازی پشیمانی نشان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید