sourballs

[ایالات متحده]/ˈsaʊəbɔːl/
[بریتانیا]/ˈsaʊərbɔl/

ترجمه

n. آبنبات میوه‌ای ترش؛ شخص بداخلاق

عبارات و ترکیب‌ها

sourball attitude

حالت منزوی

sourball face

چهره منزوی

sourball remark

اظهارنظر منزوی

sourball mood

حالت روحی منزوی

sourball personality

شخصیت منزوی

sourball response

پاسخ منزوی

sourball comment

نظریه منزوی

sourball vibes

فضای منزوی

sourball outlook

دیدگاه منزوی

جملات نمونه

don't be such a sourball at the party.

اینقدر در مهمانی غرغرو نباشید.

he always acts like a sourball when things don't go his way.

وقتی که اوضاع طبق میلش پیش نمی‌رود، همیشه مثل یک غرغرو رفتار می‌کند.

she was being a sourball about the movie choice.

او در مورد انتخاب فیلم غرغرو بود.

stop being a sourball and enjoy the moment.

غرغرو بودن را متوقف کنید و از لحظه لذت ببرید.

his sourball attitude ruined the fun for everyone.

حرف و حدیث‌های او باعث خراب شدن تفریح برای همه شد.

even a sourball can have a good day sometimes.

گاهی اوقات حتی یک غرغرو هم می‌تواند روز خوبی داشته باشد.

she called him a sourball for complaining all the time.

او به خاطر غر زدن‌هایش او را غرغرو خطاب کرد.

don't be a sourball; let's celebrate our success!

غرغرو نباشید؛ بیایید موفقیت خود را جشن بگیریم!

his sourball remarks made everyone uncomfortable.

اظهارات غرغونانه‌اش باعث ناراحتی همه شد.

why are you such a sourball today?

چرا امروز اینقدر غرغلو هستی؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید