sozzled night
شب مستانه
sozzled friend
دوست مست
sozzled state
حالت مستی
sozzled laughter
خنده مستانه
sozzled party
جشن مستی
sozzled afternoon
بعد از ظهر مستانه
sozzled conversation
گفتگوی مستانه
sozzled evening
عصر مستانه
sozzled weekend
آخر هفته مستانه
sozzled outing
گردش مستانه
after a few drinks, he became quite sozzled.
بعد از چند نوشیدنی، او به شدت مست شد.
she was sozzled and couldn't find her way home.
او مست بود و نمیتوانست راه خانه را پیدا کند.
they had a sozzled night out at the pub.
آنها یک شب سرکشانه در بار بیرون رفتند.
his sozzled antics made everyone laugh.
رفتارهای مضحک و مست او باعث خنده همه شد.
don't get sozzled before the big meeting!
قبل از جلسه مهم مست نشوید!
she woke up feeling sozzled after the party.
او بعد از مهمانی با احساسی مست از خواب بیدار شد.
the sozzled crowd cheered for the band.
جمعیت مست برای گروه تشویق کردند.
he made a sozzled speech that was hard to understand.
او یک سخنرانی مست ایراد کرد که درک آن دشوار بود.
she tried to hide her sozzled state from her friends.
او سعی کرد حالت مست خود را از دوستانش پنهان کند.
they ended the night sozzled and singing karaoke.
آنها شب را با حال مست و خواندن کارائوکه به پایان رساندند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید