sozzled

[ایالات متحده]/ˈsɒz.əld/
[بریتانیا]/ˈsɑː.zəld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مست؛ خیلی مست
v. سرگردان بودن؛ مست کردن (past participle of sozzle)

عبارات و ترکیب‌ها

sozzled night

شب مستانه

sozzled friend

دوست مست

sozzled state

حالت مستی

sozzled laughter

خنده مستانه

sozzled party

جشن مستی

sozzled afternoon

بعد از ظهر مستانه

sozzled conversation

گفتگوی مستانه

sozzled evening

عصر مستانه

sozzled weekend

آخر هفته مستانه

sozzled outing

گردش مستانه

جملات نمونه

after a few drinks, he became quite sozzled.

بعد از چند نوشیدنی، او به شدت مست شد.

she was sozzled and couldn't find her way home.

او مست بود و نمی‌توانست راه خانه را پیدا کند.

they had a sozzled night out at the pub.

آنها یک شب سرکشانه در بار بیرون رفتند.

his sozzled antics made everyone laugh.

رفتارهای مضحک و مست او باعث خنده همه شد.

don't get sozzled before the big meeting!

قبل از جلسه مهم مست نشوید!

she woke up feeling sozzled after the party.

او بعد از مهمانی با احساسی مست از خواب بیدار شد.

the sozzled crowd cheered for the band.

جمعیت مست برای گروه تشویق کردند.

he made a sozzled speech that was hard to understand.

او یک سخنرانی مست ایراد کرد که درک آن دشوار بود.

she tried to hide her sozzled state from her friends.

او سعی کرد حالت مست خود را از دوستانش پنهان کند.

they ended the night sozzled and singing karaoke.

آنها شب را با حال مست و خواندن کارائوکه به پایان رساندند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید