spad

[ایالات متحده]/spæd/
[بریتانیا]/spæd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. میخی که برای نقشه‌برداری زیرزمینی در معادن استفاده می‌شود
Word Forms
جمعspads

عبارات و ترکیب‌ها

spad pilot

خلبان اسپاد

spad aircraft

هواپیمای اسپاد

spad design

طراحی اسپاد

spad mission

ماموریت اسپاد

spad training

آموزش اسپاد

spad technology

فناوری اسپاد

spad operation

عملیات اسپاد

spad unit

واحد اسپاد

spad equipment

تجهیزات اسپاد

spad analysis

تجزیه و تحلیل اسپاد

جملات نمونه

he used a spad to dig a hole in the garden.

او از بیل برای کندن سوراخ در باغ استفاده کرد.

she always carries a spad when she goes camping.

او همیشه هنگام رفتن به کمپ، بیل همراه خود دارد.

the gardener prefers a spad over a shovel for planting.

باغبانی بیل را برای کاشتن ترجیح می دهد تا بیلچه.

using a spad can make the job of planting easier.

استفاده از بیل می تواند کار کاشتن را آسان تر کند.

he bought a new spad for his gardening tools.

او یک بیل جدید برای ابزار باغبانی خود خرید.

she learned how to use a spad effectively.

او یاد گرفت که چگونه از بیل به طور موثر استفاده کند.

they needed a spad to break up the hard soil.

آنها به یک بیل برای خرد کردن خاک سخت نیاز داشتند.

the spad was essential for the landscaping project.

بیل برای پروژه محوطه سازی ضروری بود.

after using the spad, he felt tired but satisfied.

بعد از استفاده از بیل، احساس خستگی کرد اما راضی بود.

she demonstrated how to properly handle a spad.

او نحوه استفاده صحیح از بیل را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید