spadeworks needed
نیاز به انجام کارهای اولیه
spadeworks completed
کارهای اولیه انجام شده
spadeworks involved
شامل کارهای اولیه
spadeworks first
ابتدا کارهای اولیه
spadeworks done
کارهای اولیه انجام شد
spadeworks required
کارهای اولیه مورد نیاز
spadeworks essential
کارهای اولیه ضروری
spadeworks plan
برنامه کارهای اولیه
spadeworks tasks
وظایف کارهای اولیه
spadeworks analysis
تحلیل کارهای اولیه
the team did the spadeworks before launching the project.
تیم قبل از راه اندازی پروژه، کارهای اولیه را انجام داد.
she handled the spadeworks for the event planning.
او مسئولیت کارهای اولیه برای برنامه ریزی رویداد را بر عهده داشت.
spadeworks are essential for any successful business strategy.
کارهای اولیه برای هر استراتژی کسب و کار موفق ضروری هستند.
we need to do the spadeworks to understand our market better.
ما باید کارهای اولیه را انجام دهیم تا بازار خود را بهتر درک کنیم.
the spadeworks for the new policy took several months.
کارهای اولیه برای سیاست جدید چندین ماه طول کشید.
before the launch, the spadeworks were meticulously planned.
قبل از راه اندازی، کارهای اولیه به دقت برنامه ریزی شده بودند.
effective spadeworks can lead to better outcomes.
کارهای اولیه موثر می تواند منجر به نتایج بهتر شود.
the spadeworks involved extensive research and analysis.
کارهای اولیه شامل تحقیقات و تحلیل های گسترده ای بود.
they invested time in the spadeworks to ensure success.
آنها برای اطمینان از موفقیت، زمان خود را در کارهای اولیه سرمایه گذاری کردند.
completing the spadeworks is crucial for the project's future.
تکمیل کارهای اولیه برای آینده پروژه بسیار مهم است.
spadeworks needed
نیاز به انجام کارهای اولیه
spadeworks completed
کارهای اولیه انجام شده
spadeworks involved
شامل کارهای اولیه
spadeworks first
ابتدا کارهای اولیه
spadeworks done
کارهای اولیه انجام شد
spadeworks required
کارهای اولیه مورد نیاز
spadeworks essential
کارهای اولیه ضروری
spadeworks plan
برنامه کارهای اولیه
spadeworks tasks
وظایف کارهای اولیه
spadeworks analysis
تحلیل کارهای اولیه
the team did the spadeworks before launching the project.
تیم قبل از راه اندازی پروژه، کارهای اولیه را انجام داد.
she handled the spadeworks for the event planning.
او مسئولیت کارهای اولیه برای برنامه ریزی رویداد را بر عهده داشت.
spadeworks are essential for any successful business strategy.
کارهای اولیه برای هر استراتژی کسب و کار موفق ضروری هستند.
we need to do the spadeworks to understand our market better.
ما باید کارهای اولیه را انجام دهیم تا بازار خود را بهتر درک کنیم.
the spadeworks for the new policy took several months.
کارهای اولیه برای سیاست جدید چندین ماه طول کشید.
before the launch, the spadeworks were meticulously planned.
قبل از راه اندازی، کارهای اولیه به دقت برنامه ریزی شده بودند.
effective spadeworks can lead to better outcomes.
کارهای اولیه موثر می تواند منجر به نتایج بهتر شود.
the spadeworks involved extensive research and analysis.
کارهای اولیه شامل تحقیقات و تحلیل های گسترده ای بود.
they invested time in the spadeworks to ensure success.
آنها برای اطمینان از موفقیت، زمان خود را در کارهای اولیه سرمایه گذاری کردند.
completing the spadeworks is crucial for the project's future.
تکمیل کارهای اولیه برای آینده پروژه بسیار مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید