spadeworks

[ایالات متحده]/ˈspeɪdˌwɜːks/
[بریتانیا]/ˈspeɪdˌwɜrks/

ترجمه

n. تحقیقات بنیادی یا کارهای مقدماتی؛ کار حفاری؛ کارهای پر زحمت

عبارات و ترکیب‌ها

spadeworks needed

نیاز به انجام کارهای اولیه

spadeworks completed

کارهای اولیه انجام شده

spadeworks involved

شامل کارهای اولیه

spadeworks first

ابتدا کارهای اولیه

spadeworks done

کارهای اولیه انجام شد

spadeworks required

کارهای اولیه مورد نیاز

spadeworks essential

کارهای اولیه ضروری

spadeworks plan

برنامه کارهای اولیه

spadeworks tasks

وظایف کارهای اولیه

spadeworks analysis

تحلیل کارهای اولیه

جملات نمونه

the team did the spadeworks before launching the project.

تیم قبل از راه اندازی پروژه، کارهای اولیه را انجام داد.

she handled the spadeworks for the event planning.

او مسئولیت کارهای اولیه برای برنامه ریزی رویداد را بر عهده داشت.

spadeworks are essential for any successful business strategy.

کارهای اولیه برای هر استراتژی کسب و کار موفق ضروری هستند.

we need to do the spadeworks to understand our market better.

ما باید کارهای اولیه را انجام دهیم تا بازار خود را بهتر درک کنیم.

the spadeworks for the new policy took several months.

کارهای اولیه برای سیاست جدید چندین ماه طول کشید.

before the launch, the spadeworks were meticulously planned.

قبل از راه اندازی، کارهای اولیه به دقت برنامه ریزی شده بودند.

effective spadeworks can lead to better outcomes.

کارهای اولیه موثر می تواند منجر به نتایج بهتر شود.

the spadeworks involved extensive research and analysis.

کارهای اولیه شامل تحقیقات و تحلیل های گسترده ای بود.

they invested time in the spadeworks to ensure success.

آنها برای اطمینان از موفقیت، زمان خود را در کارهای اولیه سرمایه گذاری کردند.

completing the spadeworks is crucial for the project's future.

تکمیل کارهای اولیه برای آینده پروژه بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید