spate

[ایالات متحده]/speɪt/
[بریتانیا]/speɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فوران یا هجوم ناگهانی، به ویژه از چیزی مایع؛ یک سیل
Word Forms
جمعspates

جملات نمونه

a spate of attacks on holidaymakers.

حمله سریالی به گردشگران

Doctors have suffered a loss of prestige following a spate of scandals.

پس از بروز رسوایی، پزشکان دچار کاهش اعتبار شده اند.

Celia was in full spate as usual, so I just sat there waiting for her to finish.

سلیا به طور معمول در حال خشم بود، بنابراین من فقط آنجا نشسته منتظر بودم تا او تمام کند.

police are hunting for two men following a spate of robberies in the area.

پلیس به دنبال دو مرد پس از حملات سریالی در این منطقه است.

A spate of new books were released this month.

در این ماه، مجموعه‌ای از کتاب‌های جدید منتشر شد.

There has been a spate of car accidents on this road recently.

به تازگی، مجموعه‌ای از تصادفات خودرویی در این جاده رخ داده است.

The company faced a spate of lawsuits after the scandal.

پس از رسوایی، شرکت با مجموعه‌ای از دادخواست‌ها روبرو شد.

A spate of bad weather caused the event to be canceled.

شرایط آب و هوایی نامساعد باعث لغو رویداد شد.

The sudden spate of robberies has left the community on edge.

حملات سریالی ناگهانی باعث شده تا جامعه در حالت اضطراب قرار گیرد.

There has been a spate of resignations in the company.

مجموعه‌ای از استعفاها در شرکت رخ داده است.

The spate of protests led to the government making changes.

مجموعه‌ای از اعتراضات منجر به ایجاد تغییرات توسط دولت شد.

A spate of new restaurants opened in the neighborhood.

مجموعه‌ای از رستوران‌های جدید در محله باز شد.

The spate of wildfires devastated the region.

آتش‌سوزی‌های گسترده منطقه را ویران کرد.

She received a spate of awards for her performance.

او برای بازیگری‌اش مجموعه‌ای از جوایز دریافت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید