spearheading

[ایالات متحده]/'spɪəheədɪŋ/
[بریتانیا]/'spɪrˌhɛdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به رهبری یا آغاز یک پروژه یا حرکت پرداختن

عبارات و ترکیب‌ها

spearheading change

رهبری تغییر

spearheading innovation

رهبری نوآوری

spearheading efforts

رهبری تلاش‌ها

spearheading initiatives

رهبری طرح‌ها

spearheading projects

رهبری پروژه‌ها

spearheading development

رهبری توسعه

spearheading strategies

رهبری استراتژی‌ها

spearheading growth

رهبری رشد

spearheading reforms

رهبری اصلاحات

spearheading collaboration

رهبری همکاری

جملات نمونه

the organization is spearheading a new initiative to reduce waste.

سازمان یک ابتکار جدید را برای کاهش ضایعات پیشرو می‌کند.

she is spearheading the campaign for renewable energy.

او کمپین انرژی‌های تجدیدپذیر را پیشرو می‌کند.

the team is spearheading efforts to improve community health.

تیم در حال پیشبرد تلاش‌هایی برای بهبود سلامت جامعه است.

he is spearheading the development of a new software program.

او توسعه یک برنامه نرم افزاری جدید را پیشرو می‌کند.

the company is spearheading research in artificial intelligence.

شرکت تحقیقات هوش مصنوعی را پیشرو می‌کند.

the university is spearheading a project on climate change.

دانشگاه یک پروژه در مورد تغییرات آب و هوایی را پیشرو می‌کند.

they are spearheading a movement for social justice.

آنها یک جنبش برای عدالت اجتماعی را پیشرو می‌کنند.

the ceo is spearheading the company's global expansion strategy.

مدیرعامل استراتژی توسعه جهانی شرکت را پیشرو می‌کند.

the nonprofit is spearheading initiatives to support local artists.

سازمان غیرانتفاعی ابتکاراتی را برای حمایت از هنرمندان محلی پیشرو می‌کند.

our team is spearheading efforts to enhance customer satisfaction.

تیم ما در حال پیشبرد تلاش‌هایی برای افزایش رضایت مشتری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید