spearheads innovation
رهبری نوآوری
spearheads change
رهبری تغییر
spearheads projects
رهبری پروژه ها
spearheads initiatives
رهبری طرح های اولیه
spearheads development
رهبری توسعه
spearheads strategy
رهبری استراتژی
spearheads efforts
رهبری تلاش ها
spearheads movement
رهبری جنبش
spearheads team
رهبری تیم
spearheads research
رهبری تحقیقات
the organization spearheads initiatives for environmental conservation.
سازمان ابتکاراتی را برای حفاظت از محیط زیست پیشرو میکند.
she spearheads the project to improve community health.
او پروژه بهبود سلامت جامعه را پیشرو میکند.
the team spearheads research on renewable energy sources.
گروه تحقیقاتی در مورد منابع انرژی تجدیدپذیر را پیشرو میکند.
he spearheads efforts to combat climate change.
او تلاشها برای مقابله با تغییرات آب و هوایی را پیشرو میکند.
the company spearheads innovation in technology.
شرکت نوآوری در فناوری را پیشرو میکند.
our group spearheads educational reform in the region.
گروه ما اصلاحات آموزشی را در منطقه پیشرو میکند.
the charity spearheads fundraising activities for local shelters.
ساز خیریه فعالیتهای جمعآوری کمکهای مالی برای سرپناهگاههای محلی را پیشرو میکند.
she spearheads the campaign for women's rights.
او کمپین حقوق زنان را پیشرو میکند.
the government spearheads initiatives for economic development.
دولت ابتکاراتی را برای توسعه اقتصادی پیشرو میکند.
the school spearheads programs to promote literacy.
مدرسه برنامههایی را برای ترویج سواد پیشرو میکند.
spearheads innovation
رهبری نوآوری
spearheads change
رهبری تغییر
spearheads projects
رهبری پروژه ها
spearheads initiatives
رهبری طرح های اولیه
spearheads development
رهبری توسعه
spearheads strategy
رهبری استراتژی
spearheads efforts
رهبری تلاش ها
spearheads movement
رهبری جنبش
spearheads team
رهبری تیم
spearheads research
رهبری تحقیقات
the organization spearheads initiatives for environmental conservation.
سازمان ابتکاراتی را برای حفاظت از محیط زیست پیشرو میکند.
she spearheads the project to improve community health.
او پروژه بهبود سلامت جامعه را پیشرو میکند.
the team spearheads research on renewable energy sources.
گروه تحقیقاتی در مورد منابع انرژی تجدیدپذیر را پیشرو میکند.
he spearheads efforts to combat climate change.
او تلاشها برای مقابله با تغییرات آب و هوایی را پیشرو میکند.
the company spearheads innovation in technology.
شرکت نوآوری در فناوری را پیشرو میکند.
our group spearheads educational reform in the region.
گروه ما اصلاحات آموزشی را در منطقه پیشرو میکند.
the charity spearheads fundraising activities for local shelters.
ساز خیریه فعالیتهای جمعآوری کمکهای مالی برای سرپناهگاههای محلی را پیشرو میکند.
she spearheads the campaign for women's rights.
او کمپین حقوق زنان را پیشرو میکند.
the government spearheads initiatives for economic development.
دولت ابتکاراتی را برای توسعه اقتصادی پیشرو میکند.
the school spearheads programs to promote literacy.
مدرسه برنامههایی را برای ترویج سواد پیشرو میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید