spectating event
تماشای رویداد
spectating area
فضای تماشا
spectating fans
هواداران تماشاچی
spectating experience
تجربه تماشایی
spectating team
تیم تماشاچی
spectating crowd
جمعیت تماشاچی
spectating match
مسابقه تماشا
spectating zone
منطقه تماشا
spectating section
بخش تماشا
spectating platform
سکوی تماشا
spectating the game from the stands was an exhilarating experience.
تماشای بازی از جایگاهها یک تجربه هیجانانگیز بود.
he enjoys spectating various sports events on weekends.
او از تماشای رویدادهای ورزشی مختلف در آخر هفتهها لذت میبرد.
while spectating, i learned a lot about the strategies used in basketball.
در حالی که تماشا میکردم، چیزهای زیادی در مورد استراتژیهای مورد استفاده در بسکتبال یاد گرفتم.
they were spectating the concert, enjoying the music and atmosphere.
آنها در حال تماشای کنسرت بودند و از موسیقی و فضای آن لذت میبردند.
she prefers spectating rather than participating in competitive events.
او ترجیح میدهد تماشا کند تا در رویدادهای رقابتی شرکت کند.
after spectating the race, i felt inspired to start running.
بعد از تماشای مسابقه، احساس کردم که برای شروع دویدن الهام گرفتهام.
he spent the afternoon spectating the local art exhibition.
او بعد از ظهر را به تماشای نمایشگاه هنری محلی گذراند.
while spectating the play, the audience was captivated by the performances.
در حالی که تماشاچیان نمایشنامه را تماشا میکردند، تحت تأثیر اجراها قرار گرفتند.
she took great pleasure in spectating the wildlife during her hike.
او از تماشای حیات وحش در طول پیادهروی خود بسیار لذت برد.
we spent the day spectating at the annual festival.
ما یک روز را در تماشای جشنواره سالانه گذراندیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید