speeder

[ایالات متحده]/'spiːdə/
[بریتانیا]/'spidɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی یا چیزی که سریع حرکت می‌کند؛ دستگاهی برای تنظیم سرعت.
Word Forms
جمعspeeders

جملات نمونه

The speeder was caught by the police for reckless driving.

راننده متخلف توسط پلیس به دلیل رانندگی خطرناک دستگیر شد.

He was fined for being a speeder on the highway.

او به دلیل سرعت غیرقانونی در بزرگراه جریمه شد.

Speeders pose a danger to other drivers on the road.

رانندگان متخلف خطری برای سایر رانندگان در جاده هستند.

The speeder was weaving in and out of traffic.

راننده متخلف در میان ترافیک تاب می‌داد و به جلو و عقب می‌رفت.

She was labeled as a habitual speeder by the authorities.

او توسط مقامات به عنوان یک متخلف سرعت همیشگی شناخته شد.

The speeder was driving at twice the legal limit.

راننده متخلف با دو برابر حد قانونی سرعت می‌راند.

The speeder narrowly avoided a collision with another car.

راننده متخلف به طور باریکه‌ای از برخورد با یک خودرو دیگر اجتناب کرد.

The speeder was issued a warning for exceeding the speed limit.

به راننده متخلف به دلیل تجاوز از سرعت مجاز اخطار داده شد.

Speeders often face increased insurance premiums.

رانندگان متخلف اغلب با افزایش حق بیمه مواجه می‌شوند.

The speeder was driving recklessly in the residential area.

راننده متخلف به طور خطرناک در منطقه مسکونی رانندگی می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید