speedings

[ایالات متحده]/ˈspiːdɪŋz/
[بریتانیا]/ˈspiːdɪŋz/

ترجمه

n. عمل رانندگی با سرعت بیشتر از حد مجاز
adj. رانندگی با سرعت بالا
v. شکل فعلی حال از speed، به معنای تسهیل یا تسریع

عبارات و ترکیب‌ها

speedings increase

افزایش سرعت

speedings violation

نقض سرعت

speedings limit

محدودیت سرعت

speedings fines

جریمه سرعت

speedings alert

هشدار سرعت

speedings detection

تشخیص سرعت

speedings enforcement

اجرای قوانین سرعت

speedings camera

دوربین سرعت

speedings report

گزارش سرعت

speedings data

اطلاعات سرعت

جملات نمونه

speedings can lead to dangerous accidents.

سرعت‌گرفتن‌ها می‌تواند منجر به تصادفات خطرناک شود.

many drivers ignore speedings in residential areas.

بسیاری از رانندگان سرعت‌گرفتن‌ها را در مناطق مسکونی نادیده می‌گیرند.

speedings are often monitored by traffic cameras.

سرعت‌گرفتن‌ها اغلب توسط دوربین‌های ترافیک رصد می‌شود.

he received a ticket for multiple speedings last month.

او ماه گذشته به دلیل سرعت‌گرفتن‌های متعدد جریمه دریافت کرد.

speedings increase the risk of road fatalities.

سرعت‌گرفتن‌ها خطر مرگ و میر در جاده‌ها را افزایش می‌دهد.

police are cracking down on speedings in the city.

پلیس در حال سرکوب سرعت‌گرفتن‌ها در شهر است.

there are severe penalties for repeated speedings.

مجازات‌های شدیدی برای سرعت‌گرفتن‌های مکرر وجود دارد.

awareness campaigns aim to reduce speedings among drivers.

کمپین‌های آگاهی‌رسانی هدفشان کاهش سرعت‌گرفتن‌ها در بین رانندگان است.

speedings can result in higher insurance premiums.

سرعت‌گرفتن‌ها می‌تواند منجر به افزایش حق بیمه شود.

many accidents are caused by excessive speedings.

بسیاری از تصادفات ناشی از سرعت‌گرفتن بیش از حد است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید