speedlight

[ایالات متحده]/ˈspiːdlaɪt/
[بریتانیا]/ˈspiːdlaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لوله فلاش; لوله تخلیه استروب; فلاش الکترونیکی; لوله تخلیه استروب

عبارات و ترکیب‌ها

speedlight flash

فلش سرعت بالا

speedlight setup

راه‌اندازی سرعت‌سنج

speedlight trigger

فعال‌ساز سرعت‌سنج

speedlight photography

عکاسی با سرعت‌سنج

speedlight modifier

تغییر دهنده سرعت‌سنج

speedlight mount

نگهدارنده سرعت‌سنج

speedlight umbrella

چتر سرعت‌سنج

speedlight kit

کیت سرعت‌سنج

speedlight sync

همگام سازی سرعت‌سنج

speedlight gel

ژل سرعت‌سنج

جملات نمونه

the photographer used a speedlight for better lighting.

عکاس از سرعت‌سنج برای نورپردازی بهتر استفاده کرد.

with a speedlight, you can capture stunning portraits.

با استفاده از سرعت‌سنج، می‌توانید پرتره‌های خیره‌کننده ثبت کنید.

adjusting the speedlight settings can enhance your photos.

تنظیمات سرعت‌سنج می‌تواند عکس‌های شما را بهبود بخشد.

many professionals rely on a speedlight for indoor shoots.

بسیاری از متخصصان برای عکسبرداری در فضای داخلی به سرعت‌سنج متکی هستند.

the speedlight produced a soft glow in the dim room.

سرعت‌سنج در اتاق تاریک، درخششی ملایم ایجاد کرد.

using a speedlight can help reduce harsh shadows.

استفاده از سرعت‌سنج می‌تواند به کاهش سایه‌های تند کمک کند.

she mounted the speedlight on her camera for the event.

او سرعت‌سنج را برای این رویداد روی دوربین خود نصب کرد.

the speedlight is essential for low-light photography.

سرعت‌سنج برای عکاسی با نور کم ضروری است.

experimenting with a speedlight can improve your skills.

آزمایش با سرعت‌سنج می‌تواند مهارت‌های شما را بهبود بخشد.

he adjusted the speedlight angle for better illumination.

او زاویه سرعت‌سنج را برای روشنایی بهتر تنظیم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید