speedsters

[ایالات متحده]/[ˈspiːd.stə(r)]/
[بریتانیا]/[ˈspiːd.stə(r)]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که بسیار سریع هستند؛ دوچرخه‌سواران یا رانندگان سریع؛ وسیله نقلیه‌ای که به خاطر سرعتش معروف است.

عبارات و ترکیب‌ها

speedsters race

مسابقات سرعت‌های زیاد

fast speedsters

سرعت‌های زیاد سریع

speedsters arrive

سرعت‌های زیاد وارد می‌شوند

becoming speedsters

در حال شدن به سرعت‌های زیاد

elite speedsters

سرعت‌های زیاد الیت

speedsters compete

سرعت‌های زیاد رقابت می‌کنند

young speedsters

سرعت‌های زیاد جوان

speedster's skill

مهارت سرعت‌های زیاد

future speedsters

سرعت‌های زیاد آینده

speedsters zooming

سرعت‌های زیاد در حال سرعت‌گیری

جملات نمونه

the speedsters dominated the race, leaving everyone else in the dust.

سرعت‌گذاران در رقابت حکم‌رفتند و تمامی دیگران را پشت سر گذاشتند.

we need to identify the speedsters on our team and leverage their skills.

ما باید سرعت‌گذاران در تیم خود را شناسایی کرده و مهارت‌های آن‌ها را بهره‌برداری کنیم.

the new app allows speedsters to quickly transfer large files.

اپلیکیشن جدید امکان انتقال فایل‌های بزرگ را به سرعت به سرعت‌گذاران می‌دهد.

despite their small size, the speedsters were incredibly agile.

با وجود اندازه کوچکشان، سرعت‌گذاران بسیار ماهر بودند.

the speedsters’ reaction time was crucial to their success in the game.

زمان واکنش سرعت‌گذاران برای موفقیت آن‌ها در بازی حیاتی بود.

the company hired several speedsters to handle the increased workload.

شرکت چند سرعت‌گذار را استخدام کرد تا با بار کاری افزایش یافته کنار بیایند.

the speedsters practiced their drills relentlessly to improve their performance.

سرعت‌گذاران به طور مداوم تمرین‌های خود را انجام دادند تا عملکردشان را بهبود بخشند.

the speedsters’ ability to quickly adapt to changing conditions was impressive.

توانایی سرعت‌گذاران برای سریع‌العمل در شرایط متغیر بسیار شگفت‌آور بود.

we watched in awe as the speedsters zoomed past us on their bikes.

ما با شگفتی دیدیم که سرعت‌گذاران روی دوچرخه‌هایشان از ما عبور کردند.

the speedsters’ consistent performance secured their place in the finals.

عملکرد یکنواخت سرعت‌گذاران جایگاه آن‌ها را در فینال‌ها ایمن کرد.

the coach challenged the speedsters to push their limits and achieve new goals.

مربی سرعت‌گذاران را چالش داد تا محدودیت‌هایشان را گسترش دهند و اهداف جدیدی دستیابی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید