necromancy

[ایالات متحده]/ˈnɛkrəˌmænsɪ/
[بریتانیا]/ˈnɛkroʊˌmænsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جادوگری شامل ارتباط با مردگان؛ عمل جادو، به ویژه برای احضار ارواح

عبارات و ترکیب‌ها

dark necromancy

نکرومانسی تاریک

necromancy ritual

آیین نکرومانسی

necromancy spell

طلسم نکرومانسی

necromancy magic

جادوی نکرومانسی

necromancy practice

تمرین نکرومانسی

necromancy arts

هنرهای نکرومانسی

necromancy book

کتاب نکرومانسی

necromancy master

استاد نکرومانسی

necromancy power

قدرت نکرومانسی

necromancy lore

دانش نکرومانسی

جملات نمونه

necromancy is often depicted in fantasy novels.

نکرومانسی اغلب در رمان‌های فانتزی به تصویر کشیده می‌شود.

many ancient cultures practiced necromancy.

بسیاری از تمدن‌های باستانی به نکرومانسی پرداختند.

he was accused of practicing necromancy in secret.

اتهام داشتند که او به طور مخفیانه نکرومانسی انجام می‌دهد.

necromancy can raise the dead for a short time.

نکرومانسی می‌تواند برای مدت کوتاهی مردگان را زنده کند.

in the game, necromancy is a powerful skill.

در بازی، نکرومانسی یک مهارت قدرتمند است.

she studied necromancy to understand the afterlife.

او نکرومانسی را مطالعه کرد تا زندگی پس از مرگ را درک کند.

necromancy is often associated with dark magic.

نکرومانسی اغلب با جادوی سیاه مرتبط است.

he feared the consequences of his necromancy.

او از عواقب نکرومانسی خود می‌ترسید.

necromancy rituals require specific ingredients.

آیین‌های نکرومانسی به مواد خاصی نیاز دارند.

she was fascinated by the history of necromancy.

او مجذوب تاریخ نکرومانسی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید