spiller

[ایالات متحده]/ˈspɪlə/
[بریتانیا]/ˈspɪlər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که می‌ریزد یا باعث می‌شود بریزد
Word Forms
جمعspillers

عبارات و ترکیب‌ها

spiller alert

هشدار اسپیلر

spiller zone

منطقه اسپیلر

big spiller

اسپیلر بزرگ

spiller penalty

جرایم اسپیلر

spiller effect

اثر اسپیلر

spiller risk

ریسک اسپیلر

spiller issue

مشکل اسپیلر

spiller report

گزارش اسپیلر

spiller warning

هشدار اسپیلر

جملات نمونه

the spiller accidentally knocked over the drink.

ریختن اتفاقی نوشیدنی توسط spiller.

everyone laughed when the spiller made a mess.

همه وقتی که spiller باعث ایجاد بهم ریختگی شد، خندیدند.

the spiller was embarrassed after the incident.

بعد از این اتفاق، spiller شرمسار شد.

she quickly cleaned up after being a spiller.

او بعد از اینکه spiller بود، سریعاً آن را تمیز کرد.

as a spiller, he learned to be more careful.

همانطور که spiller بود، او یاد گرفت که مراقب تر باشد.

the spiller apologized for the accident.

spiller برای این حادثه عذرخواهی کرد.

being a spiller can be quite embarrassing in public.

spiller بودن می تواند در حضور دیگران بسیار شرم آور باشد.

the spiller didn’t mean to cause any trouble.

spiller قصد ایجاد مشکل را نداشت.

after the spill, the spiller offered to buy a new drink.

بعد از ریختن، spiller پیشنهاد خرید نوشیدنی جدید را داد.

everyone knows he is the notorious spiller at parties.

همه می دانند که او spiller بدنام در مهمانی ها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید