loom

[ایالات متحده]/luːm/
[بریتانیا]/luːm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی برای بافندگی
vi. به طور ترسناک یا تهدیدآمیز ظاهر شدن
vt. بر روی داربست بافتن

عبارات و ترکیب‌ها

loom large

بزرگ و برجسته

rapier loom

تکمیل راپیر

air-jet loom

تکمیل جت هوا

shuttle loom

تکمیل شاتل

jacquard loom

تکمیل ژاکارد

water-jet loom

تکمیل جت آب

shuttleless loom

تکمیل بدون شاتل

جملات نمونه

the loom of the land.

تار بافت زمین

A hard struggle looms ahead.

یک مبارزه سخت در پیش است.

In the distance loomed a towering mountain.

در دوردست، یک کوه بلند سر برآورده بود.

a peak that loomed through the mist;

نوای که از میان مه بیرون می‌آمد;

vehicles loomed out of the darkness.

خودروها از تاریکی بیرون آمدند.

a great wall loomed above the street on the right hand.

یک دیوار بزرگ بالای خیابان در سمت راست خودنمایی می‌کرد.

Revolution loomed but the aristocrats paid no heed.

انقلاب قریب بود اما اشراف‌زاده‌ها توجهی نکردند.

A huge shape loomed up through the fog.

یک شکل بزرگ از میان مه بیرون آمد.

A figure loomed up out of the mist.

یک شخص از میان مه بیرون آمد.

A warship loomed up through the heavy fog.

یک کشتی جنگی از میان مه غلیظ بیرون آمد.

Fear of failure loomed large in his mind.

ترس از شکست در ذهن او بزرگ بود.

The prospect of war loomed large in everyone's mind.

این احتمال جنگ در ذهن همه بزرگ بود.

A dark cloud loomed up over the horizon.

یک ابر تیره در افق ظاهر شد.

He loomed up a horrible figure.

او به شکل یک چهره وحشتناک ظاهر شد.

A man loomed up out of the darkness.

یک مرد از تاریکی بیرون آمد.

The foothills were looming ahead through the haze.

دامنه‌ها در میان مه غبارآلود در پیش رو خودنمایی می‌کردند.

dearer mortgages loomed large last night.

وام‌های گران‌تر شب گذشته بزرگ بودند.

the unworldly monolith loomed four stories high.

توده سنگی غیرطبیعی چهار طبقه ارتفاع داشت.

نمونه‌های واقعی

I'm sorry, Sheldon bought a loom and learned how to weave?

متاسفم، شلدون یک دستگاه بافت خرید و یاد گرفت چگونه بافت کند؟

منبع: The Big Bang Theory Season 4

An unprecedented test of social mobility looms.

یک آزمون بی‌سابقه از تحرک اجتماعی در پیش است.

منبع: The Economist (Summary)

The latest unperson in the latest looming scandal.

آخرین فرد حذف شده در آخرین رسوایی در حال ظهور.

منبع: Homeland Season 5

Everybody could feel there was a disaster looming.

همه احساس می‌کردند یک فاجعه در حال وقوع است.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

Weaving is done on a machine called a loom.

بافت‌ بافندگی روی ماشینی به نام دستگاه بافت انجام می‌شود.

منبع: British Students' Science Reader

Hagrid's hut loomed out of the darkness.

کلبه هاگرید از تاریکی بیرون آمد.

منبع: 7. Harry Potter and the Deathly Hallows

Usually, with the games looming, there are concerns about readiness.

معمولاً، با نزدیک شدن مسابقات، نگرانی‌هایی در مورد آمادگی وجود دارد.

منبع: CNN 10 Student English December 2017 Collection

Believe it or not, the first computer was a loom.

باور یا نباورید، اولین کامپیوتر یک دستگاه بافت بود.

منبع: Young Sheldon - Season 1

My wife and I lectured about this looming danger twenty years ago.

همسرم و من بیست سال پیش در مورد این خطر قریب الوقوع سخنرانی کردیم.

منبع: Past exam papers of the English reading section for the postgraduate entrance examination (English I).

Their towering offices loom empty without purpose.

دفاتر بلند آنها بدون هدف خالی و در حال ظهور هستند.

منبع: CNN 10 Summer Special

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید