spindlelegss

[ایالات متحده]/ˈspɪndl lɛɡz/
[بریتانیا]/ˈspɪndl lɛɡz/

ترجمه

n. پاهای بلند و باریک

عبارات و ترکیب‌ها

spindlelegs chair

صندلی با پایه اسپیندل

spindlelegs table

میز با پایه اسپیندل

spindlelegs design

طراحی اسپیندل

spindlelegs furniture

مبلمان اسپیندل

spindlelegs style

سبک اسپیندل

spindlelegs legs

پایه‌های اسپیندل

spindlelegs piece

قطعه اسپیندل

spindlelegs construction

ساختمان اسپیندل

spindlelegs support

حمایت اسپیندل

spindlelegs aesthetic

زیست‌شناسی اسپیندل

جملات نمونه

her spindlelegs made her look taller than she was.

پا‌های باریک و کشیده او باعث می‌شد قد بلندتر از آنچه بود به نظر برسد.

the artist painted a figure with spindlelegs gracefully dancing.

هنرمند شخصیتی با پاهای باریک و کشیده را به شکلی زیبا در حال رقص به تصویر کشید.

he wore pants that accentuated his spindlelegs.

او شلواری پوشید که پاهای باریک و کشیده او را برجسته می‌کرد.

spindlelegs are often associated with elegance in fashion.

پاهای باریک و کشیده اغلب با ظرافت در مد مرتبط هستند.

she admired the model's spindlelegs on the runway.

او پاهای باریک و کشیده مدل را در نمایشگاه مد تحسین کرد.

the dancer's spindlelegs moved effortlessly across the stage.

پاهای باریک و کشیده رقصنده به راحتی روی صحنه حرکت می‌کردند.

he joked about having spindlelegs after losing weight.

او بعد از کاهش وزن درباره داشتن پاهای باریک و کشیده شوخی کرد.

spindlelegs can be a unique feature in certain sports.

پاهای باریک و کشیده می‌توانند یک ویژگی منحصر به فرد در برخی ورزش‌ها باشند.

she wore high heels that highlighted her spindlelegs.

او کفش‌های پاشنه بلند پوشید که پاهای باریک و کشیده او را برجسته می‌کرد.

his spindlelegs were perfect for the ballet performance.

پاهای باریک و کشیده او برای اجرای باله عالی بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید