spineless

[ایالات متحده]/ˈspaɪnləs/
[بریتانیا]/ˈspaɪnləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد شجاعت یا اراده؛ بدون ستون فقرات؛ (از یک حیوان) بدون مهره

جملات نمونه

spineless forms of prickly pear have been selected.

فرم‌های بدون تیغ کاکتوس گلابی انتخاب شده‌اند.

He is spineless when it comes to making decisions.

او در تصمیم‌گیری‌ها بی‌اراده است.

She showed her spineless attitude by giving in to peer pressure.

او با تسلیم شدن به فشار همسالان، رفتاری بی‌مایه و بی‌اراده از خود نشان داد.

The spineless manager avoided confronting the issue.

مدیر بی‌اراده از رویارویی با مسئله اجتناب کرد.

Don't be spineless, stand up for yourself!

بی‌اراده نباشید، از خودتان دفاع کنید!

His spineless behavior led to his downfall.

رفتار بی‌اراده او منجر به سقوطش شد.

The spineless response from the company disappointed many customers.

پاسخ بی‌اراده شرکت باعث ناامیدی بسیاری از مشتریان شد.

She realized she needed to be more assertive and less spineless.

او متوجه شد که باید قاطع‌تر و کمتر بی‌اراده باشد.

The spineless politician failed to take a stand on important issues.

سیاستمدن بی‌اراده نتوانست در مسائل مهم موضعی اتخاذ کند.

His spineless excuses were not convincing to anyone.

دلایل بی‌اراده او برای کسی قانع‌کننده نبود.

Being spineless in a leadership role is detrimental to a team's success.

بی‌اراده بودن در نقش رهبری برای موفقیت یک تیم مضر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید