spinoff

[ایالات متحده]/ˈspɪnɒf/
[بریتانیا]/ˈspɪnɔf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دنباله (به یک برنامه تلویزیونی); یک محصول جانبی; مزیت تصادفی

عبارات و ترکیب‌ها

spinoff series

سری جانبی

spinoff product

محصول جانبی

spinoff company

شرکت جانبی

spinoff show

نمایش جانبی

spinoff film

فیلم جانبی

spinoff game

بازی جانبی

spinoff brand

برند جانبی

spinoff venture

همکاری جانبی

spinoff idea

ایده جانبی

spinoff project

پروژه جانبی

جملات نمونه

many successful tv shows have spawned a spinoff.

بسیاری از برنامه‌های تلویزیونی موفق، یک اسپین‌آف تولید کرده‌اند.

the company's latest spinoff focuses on eco-friendly products.

جدیدترین اسپین‌آف شرکت بر روی محصولات سازگار با محیط زیست تمرکز دارد.

fans are excited about the upcoming spinoff series.

طرفداران برای سریال اسپین‌آف آینده‌دار هیجان‌زده هستند.

the spinoff movie received mixed reviews from critics.

فیلم اسپین‌آف بازخورد مختلطی از منتقدان دریافت کرد.

they announced a spinoff game based on the popular franchise.

آنها اعلام کردند یک بازی اسپین‌آف بر اساس فرانچایز محبوب ساخته شده است.

the spinoff character became a fan favorite.

شخصیت اسپین‌آف به یک شخصیت مورد علاقه طرفداران تبدیل شد.

creating a spinoff can be a risky business decision.

ایجاد یک اسپین‌آف می‌تواند یک تصمیم تجاری پرخطر باشد.

the spinoff explores new storylines and characters.

اسپین‌آف داستان‌ها و شخصیت‌های جدید را بررسی می‌کند.

they are developing a spinoff to expand the universe.

آنها در حال توسعه یک اسپین‌آف برای گسترش جهان هستند.

the spinoff series will premiere next fall.

سریال اسپین‌آف در پاییز آینده منتشر خواهد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید