spinsterhoods

[ایالات متحده]/'spinstəhud/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت مجرد، تنهایی.

جملات نمونه

She embraced spinsterhood and focused on her career.

او از تجرد استقبال کرد و بر روی شغل خود تمرکز کرد.

Some women embrace spinsterhood by choice.

برخی از زنان به دلیل انتخاب خود از تجرد استقبال می‌کنند.

The character in the novel is resigned to spinsterhood.

شخصیت رمان به تجرد تسلیم شده است.

She is content with her spinsterhood and independence.

او از تجرد و استقلال خود راضی است.

Spinsterhood is often portrayed negatively in traditional societies.

تجرد اغلب در جوامع سنتی به طور منفی تصویر می‌شود.

She decided to remain in spinsterhood rather than settle for a mediocre relationship.

او تصمیم گرفت به جای پذیرش یک رابطه متوسط، در تجرد باقی بماند.

The stigma surrounding spinsterhood has lessened in modern times.

تبلیغاتی که در مورد تجرد وجود دارد در زمان‌های مدرن کاهش یافته است.

She was determined to defy societal expectations and embrace spinsterhood.

او مصمم بود تا با برهم زدن انتظارات جامعه، از تجرد استقبال کند.

Spinsterhood used to be seen as a failure for women in some cultures.

تجرد در گذشته در برخی از فرهنگ‌ها به عنوان یک شکست برای زنان تلقی می‌شد.

She found empowerment and freedom in spinsterhood.

او قدرت و آزادی را در تجرد یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید