spiritlessnesses

[ایالات متحده]/ˈspɪrɪtˌlɛs.nəsɪz/
[بریتانیا]/ˈspɪrɪtˌlɛs.nəsɪz/

ترجمه

n. حالت بی‌روح بودن

عبارات و ترکیب‌ها

overcome spiritlessnesses

غلبه بر بی‌حسی‌ها

address spiritlessnesses

رسیدگی به بی‌حسی‌ها

recognize spiritlessnesses

تشخیص بی‌حسی‌ها

combat spiritlessnesses

مقابله با بی‌حسی‌ها

avoid spiritlessnesses

اجتناب از بی‌حسی‌ها

embrace spiritlessnesses

پذیرش بی‌حسی‌ها

analyze spiritlessnesses

تجزیه و تحلیل بی‌حسی‌ها

express spiritlessnesses

بیان بی‌حسی‌ها

reflect on spiritlessnesses

تأمل در مورد بی‌حسی‌ها

transform spiritlessnesses

تغییر بی‌حسی‌ها

جملات نمونه

his spiritlessnesses were evident during the meeting.

ناتوانی او در نشان دادن روحیه در طول جلسه آشکار بود.

she struggled with her spiritlessnesses after the loss.

او پس از دست دادن با کمبود روحیه خود دست و پنجه نرم کرد.

they discussed the spiritlessnesses affecting team morale.

آنها در مورد کمبود روحیه ای که بر روحیه گروه تأثیر می گذاشت بحث کردند.

his spiritlessnesses made it hard for him to enjoy life.

کمبود روحیه او باعث شد که از زندگی لذت نبرد.

we need to address the spiritlessnesses in our community.

ما باید به کمبود روحیه در جامعه خود رسیدگی کنیم.

her spiritlessnesses were caused by constant stress.

کمبود روحیه او ناشی از استرس مداوم بود.

the spiritlessnesses of the workers were concerning.

کمبود روحیه کارگران نگران کننده بود.

finding motivation can combat spiritlessnesses.

پیدا کردن انگیزه می تواند با کمبود روحیه مقابله کند.

he often expressed his spiritlessnesses through art.

او اغلب کمبود روحیه خود را از طریق هنر بیان می کرد.

overcoming spiritlessnesses is essential for personal growth.

غلبه بر کمبود روحیه برای رشد شخصی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید