water splashes
پاشش آب
color splashes
پاشش رنگ
splashing splashes
پاشش پاشش
sudden splashes
پاشش های ناگهانی
splash splashes
پاشش پاشش
big splashes
پاشش های بزرگ
splash of splashes
پاشش از پاشش ها
paint splashes
پاشش های رنگ
splashy splashes
پاشش های آبدار
splashing sounds
صدای پاشش
the child splashes water while playing in the pool.
کودک در حالی که در استخر بازی میکند، آب میپاشد.
she splashes paint on the canvas to create a masterpiece.
او برای خلق یک شاهکار، رنگ روی بوم میپاشد.
the dog splashes in the puddle after the rain.
سگ بعد از باران در چاله آب میپاشد.
he splashes through the waves at the beach.
او در ساحل از میان امواج عبور میکند.
the artist splashes colors to express her emotions.
هنرمند رنگها را برای بیان احساسات خود میپاشد.
she splashes her face with cold water to wake up.
او برای بیدار شدن، صورت خود را با آب سرد میپاشد.
the kids giggle as they splashes each other.
بچهها در حالی که همدیگر را میپاشند، میخندند.
he splashes his drink on the table accidentally.
او به طور تصادفی نوشیدنی خود را روی میز میپاشد.
the fountain splashes water high into the air.
چشمه آب را با ارتفاع زیاد به هوا میپاشد.
she enjoys the sound of splashes while swimming.
او از صدای آب پاشیدن در حین شنا کردن لذت میبرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید