splashy

[ایالات متحده]/ˈsplæʃi/
[بریتانیا]/ˈsplæʃi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به راحتی پاشیده می‌شود; گل‌آلود; لکه‌دار; جلب توجه‌کننده; خودنما

عبارات و ترکیب‌ها

splashy event

واکنش سریع

splashy announcement

اعلامیه چشمگیر

splashy party

جشن بزرگ و چشمگیر

splashy display

نمایش چشمگیر

splashy entrance

ورودی چشمگیر

splashy marketing

بازاریابی چشمگیر

splashy outfit

لباس چشمگیر

splashy colors

رنگ‌های چشمگیر

splashy performance

اجرای چشمگیر

splashy logo

لوگوی چشمگیر

جملات نمونه

the party was a splashy affair with extravagant decorations.

جشن بزرگ و چشمگیری با دکوراسیون مجلل بود.

her splashy entrance caught everyone's attention.

ورود چشمگیر او توجه همه را به خود جلب کرد.

the fashion show featured splashy designs from top designers.

نمایش مد شامل طرح‌های چشمگیر از طراحان برتر بود.

they made a splashy announcement about their new product.

آنها یک اعلامیه چشمگیر در مورد محصول جدید خود منتشر کردند.

the movie had a splashy premiere in hollywood.

فیلم در هالیوود با یک اکران چشمگیر اکران شد.

his splashy lifestyle is often featured in tabloids.

سبک زندگی پر زرق و برق او اغلب در نشریات زرد به تصویر کشیده می شود.

the artist is known for her splashy use of color.

هنرمند به استفاده جسورانه از رنگ مشهور است.

the splashy fireworks display lit up the night sky.

نمایش آتش بازی چشمگیر آسمان شب را روشن کرد.

they threw a splashy wedding celebration in the city.

آنها یک جشن عروسی چشمگیر در شهر برگزار کردند.

her splashy performance earned her a standing ovation.

اجای خاص او باعث شد که او تشویق ایستاده دریافت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید