light splays
نور به صورت شعاعی پخش میشود
color splays
رنگ به صورت شعاعی پخش میشود
image splays
تصویر به صورت شعاعی پخش میشود
shadow splays
سایه به صورت شعاعی پخش میشود
fan splays
چتری به صورت شعاعی پخش میشود
leaf splays
برگ به صورت شعاعی پخش میشود
flower splays
گل به صورت شعاعی پخش میشود
wing splays
بال به صورت شعاعی پخش میشود
hair splays
مو به صورت شعاعی پخش میشود
light beam splays
نور به صورت شعاعی پخش میشود
the cat splays its paws while stretching.
گربه پنجههای خود را در حالی که کش میآید، باز میکند.
the dancer splays her arms gracefully during the performance.
رقصنده در طول اجرا به طور ظریف بازوهای خود را باز میکند.
the artist splays paint across the canvas.
هنرمند رنگ را روی بوم پخش میکند.
the tree splays its branches wide in the sunlight.
در نور خورشید درخت شاخههای خود را به طور گسترده باز میکند.
the dog splays its legs when lying down.
وقتی سگ دراز میکشد، پاهايش را باز میکند.
the peacock splays its feathers to attract a mate.
طاووس برای جذب جفت، پرهای خود را باز میکند.
the child splays her fingers while playing in the sand.
کودک در حالی که در شن بازی میکند، انگشتان خود را باز میکند.
the athlete splays his feet for better balance.
ورزشکار برای حفظ تعادل بهتر، پاهایش را باز میکند.
the gymnast splays her legs during the routine.
ژیمناست در طول تمرین پاهايش را باز میکند.
the model splays her dress for the photo shoot.
مدل لباسش را برای عکاسی باز میکند.
light splays
نور به صورت شعاعی پخش میشود
color splays
رنگ به صورت شعاعی پخش میشود
image splays
تصویر به صورت شعاعی پخش میشود
shadow splays
سایه به صورت شعاعی پخش میشود
fan splays
چتری به صورت شعاعی پخش میشود
leaf splays
برگ به صورت شعاعی پخش میشود
flower splays
گل به صورت شعاعی پخش میشود
wing splays
بال به صورت شعاعی پخش میشود
hair splays
مو به صورت شعاعی پخش میشود
light beam splays
نور به صورت شعاعی پخش میشود
the cat splays its paws while stretching.
گربه پنجههای خود را در حالی که کش میآید، باز میکند.
the dancer splays her arms gracefully during the performance.
رقصنده در طول اجرا به طور ظریف بازوهای خود را باز میکند.
the artist splays paint across the canvas.
هنرمند رنگ را روی بوم پخش میکند.
the tree splays its branches wide in the sunlight.
در نور خورشید درخت شاخههای خود را به طور گسترده باز میکند.
the dog splays its legs when lying down.
وقتی سگ دراز میکشد، پاهايش را باز میکند.
the peacock splays its feathers to attract a mate.
طاووس برای جذب جفت، پرهای خود را باز میکند.
the child splays her fingers while playing in the sand.
کودک در حالی که در شن بازی میکند، انگشتان خود را باز میکند.
the athlete splays his feet for better balance.
ورزشکار برای حفظ تعادل بهتر، پاهایش را باز میکند.
the gymnast splays her legs during the routine.
ژیمناست در طول تمرین پاهايش را باز میکند.
the model splays her dress for the photo shoot.
مدل لباسش را برای عکاسی باز میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید