splays

[ایالات متحده]/splɛɪz/
[بریتانیا]/sleɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فرم شخص سوم مفرد splay

عبارات و ترکیب‌ها

light splays

نور به صورت شعاعی پخش می‌شود

color splays

رنگ به صورت شعاعی پخش می‌شود

image splays

تصویر به صورت شعاعی پخش می‌شود

shadow splays

سایه به صورت شعاعی پخش می‌شود

fan splays

چتری به صورت شعاعی پخش می‌شود

leaf splays

برگ به صورت شعاعی پخش می‌شود

flower splays

گل به صورت شعاعی پخش می‌شود

wing splays

بال به صورت شعاعی پخش می‌شود

hair splays

مو به صورت شعاعی پخش می‌شود

light beam splays

نور به صورت شعاعی پخش می‌شود

جملات نمونه

the cat splays its paws while stretching.

گربه پنجه‌های خود را در حالی که کش می‌آید، باز می‌کند.

the dancer splays her arms gracefully during the performance.

رقصنده در طول اجرا به طور ظریف بازوهای خود را باز می‌کند.

the artist splays paint across the canvas.

هنرمند رنگ را روی بوم پخش می‌کند.

the tree splays its branches wide in the sunlight.

در نور خورشید درخت شاخه‌های خود را به طور گسترده باز می‌کند.

the dog splays its legs when lying down.

وقتی سگ دراز می‌کشد، پاهايش را باز می‌کند.

the peacock splays its feathers to attract a mate.

طاووس برای جذب جفت، پرهای خود را باز می‌کند.

the child splays her fingers while playing in the sand.

کودک در حالی که در شن بازی می‌کند، انگشتان خود را باز می‌کند.

the athlete splays his feet for better balance.

ورزشکار برای حفظ تعادل بهتر، پاهایش را باز می‌کند.

the gymnast splays her legs during the routine.

ژیمناست در طول تمرین پاهايش را باز می‌کند.

the model splays her dress for the photo shoot.

مدل لباسش را برای عکاسی باز می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید