splendent

[ایالات متحده]/ˈsplɛndənt/
[بریتانیا]/ˈsplɛndənt/

ترجمه

adj. درخشان; تابناک; لوکس; باشکوه; برجسته; مشهور

عبارات و ترکیب‌ها

splendent beauty

زیبایی خیره‌کننده

splendent light

نور خیره‌کننده

splendent colors

رنگ‌های خیره‌کننده

splendent dawn

سحر خیره‌کننده

splendent glory

شکوه خیره‌کننده

splendent jewels

جواهرات خیره‌کننده

splendent skies

آسمان‌های خیره‌کننده

splendent dreams

رویاهای خیره‌کننده

splendent garden

باغ خیره‌کننده

splendent moments

لحظات خیره‌کننده

جملات نمونه

the splendent sun rose over the horizon.

خورشید درخشان از افق سر برآورد.

her splendent dress caught everyone's attention at the party.

لباس درخشان او توجه همه را در مهمانی به خود جلب کرد.

the splendent colors of the sunset were breathtaking.

رنگ‌های درخشان غروب خورشید نفس‌گیر بودند.

he spoke with a splendent enthusiasm that inspired the crowd.

او با شور و اشتیاقی درخشان صحبت کرد که الهام بخش جمعیت شد.

the splendent jewels sparkled under the lights.

جواهرات درخشان زیر نورها می‌درخشیدند.

her splendent smile lit up the room.

لبخند درخشان او اتاق را روشن کرد.

the splendent landscape was a photographer's dream.

منظره درخشان رویای یک عکاس بود.

they decorated the hall with splendent flowers for the wedding.

آنها تالار را با گل‌های درخشان برای عروسی تزئین کردند.

the splendent fireworks lit up the night sky.

آتش‌بازی‌های درخشان آسمان شب را روشن کردند.

his splendent achievements earned him great respect.

دستاوردهای درخشان او احترام زیادی را برای او به ارمغان آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید