apply splints
اعمال اسپلینت
remove splints
برداشتن اسپلینت
custom splints
اسپلینتهای سفارشی
pediatric splints
اسپلینتهای کودکان
splints application
اعمال اسپلینت
splints adjustment
تنظیم اسپلینت
splints fitting
انداختن اسپلینت
splints support
حمایت اسپلینت
splints design
طراحی اسپلینت
splints usage
استفاده از اسپلینت
the doctor applied splints to stabilize the broken bone.
پزشک برای تثبیت استخوان شکسته، اسپلینت زد.
he wore splints on his legs to aid recovery.
او برای کمک به بهبودی، اسپلینت روی پاهایش پوشید.
splints are essential for treating certain fractures.
اسپلینت برای درمان برخی شکستگی ها ضروری است.
after the injury, she was given splints for support.
پس از آسیب دیدگی، برای حمایت از او اسپلینت داده شد.
he carefully adjusted the splints to ensure comfort.
او با دقت اسپلینت ها را برای اطمینان از راحتی تنظیم کرد.
splints can help reduce pain during the healing process.
اسپلینت ها می توانند به کاهش درد در طول فرآیند بهبودی کمک کنند.
she learned how to apply splints during her first aid training.
او یاد گرفت که چگونه در طول آموزش کمک های اولیه خود اسپلینت بزند.
the athlete was sidelined due to the splints on his arm.
به دلیل اسپلینت روی بازویش، ورزشکار از بازی کنار گذاشته شد.
splints are often made of lightweight materials for ease of use.
اسپلینت ها اغلب از مواد سبک وزن برای سهولت استفاده ساخته می شوند.
properly fitted splints can prevent further injury.
اسپلینت های مناسب که به درستی متناسب هستند می توانند از آسیب بیشتر جلوگیری کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید