splurged

[ایالات متحده]/splɜːdʒd/
[بریتانیا]/splɜrdʒd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور آزادانه یا اسرافی پول خرج کردن

عبارات و ترکیب‌ها

splurged on food

خرج کرد برای غذا

splurged for fun

خرج کرد برای تفریح

splurged last weekend

آخر هفته خرج کرد

splurged on clothes

خرج کرد برای لباس

splurged on gifts

خرج کرد برای هدیه

splurged on travel

خرج کرد برای سفر

splurged on drinks

خرج کرد برای نوشیدنی

splurged on experiences

خرج کرد برای تجربیات

splurged on entertainment

خرج کرد برای سرگرمی

splurged on luxury

خرج کرد برای تجملات

جملات نمونه

after saving for months, i finally splurged on a new laptop.

بعد از پس‌انداز کردن به مدت ماه‌ها، بالاخره برای یک لپ‌تاپ جدید هزینه کردم.

she splurged on a luxury vacation to the maldives.

او برای یک تعطیلات لوکس به مالدیو هزینه کرد.

we splurged at the fancy restaurant for our anniversary.

ما برای سالگرد ازدواج خود در یک رستوران شیک هزینه کردیم.

he splurged on designer clothes during the sale.

او در حین تخفیف، برای لباس‌های طراح‌دار هزینه کرد.

they splurged on a brand new car after getting promotions.

آنها پس از دریافت ترفیع، برای یک ماشین کاملاً جدید هزینه کردند.

for her birthday, she splurged on a spa day.

برای تولدش، او برای یک روز در اسپا هزینه کرد.

we splurged on gourmet food for the party.

ما برای مهمانی، برای غذای خوشمزه هزینه کردیم.

he rarely splurges, but this time he treated himself.

او به ندرت هزینه می‌کند، اما این بار به خودش پاداش داد.

she splurged on a high-end smartphone with all the latest features.

او برای یک گوشی هوشمند رده بالا با تمام آخرین ویژگی‌ها هزینه کرد.

after the bonus, they splurged on home renovations.

پس از دریافت پاداش، آنها برای بازسازی خانه هزینه کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید