lavished

[ایالات متحده]/ˈlævɪʃt/
[بریتانیا]/ˈlævɪʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را به مقادیر فراوان دادن

عبارات و ترکیب‌ها

lavished attention

توجه اغراق‌آمیز

lavished gifts

هدیه‌های فراوان

lavished praise

تعریف و تمجید فراوان

lavished love

عشق فراوان

lavished wealth

ثروت فراوان

lavished care

مراقبت فراوان

lavished resources

منابع فراوان

lavished time

زمان فراوان

lavished affection

احساسات فراوان

lavished support

حمایت فراوان

جملات نمونه

the wealthy couple lavished their children with gifts.

زوج ثروتمند، فرزندان خود را با هدایا نوازش کردند.

she lavished praise on her team for their hard work.

او با تشویق، تیم خود را به خاطر تلاش‌هایشان نوازش کرد.

the hotel lavished attention on its guests.

هتل با دقت و توجه، به مهمانان خود رسیدگی کرد.

he lavished his love and affection on his pets.

او عشق و محبت خود را بر حیوانات خانگی‌اش نازل کرد.

the artist lavished detail in her paintings.

هنرمند با جزئیات دقیق، نقاشی‌های خود را انجام داد.

they lavished money on their wedding celebration.

آنها پول زیادی را برای جشن عروسی خود صرف کردند.

the community lavished support on the local charity.

جامعه حمایت زیادی از خیریه محلی ارائه کرد.

he lavished compliments on her cooking skills.

او با تعریف و تمجید، مهارت‌های آشپزی او را تحسین کرد.

the company lavished resources on the new project.

شرکت منابع زیادی را بر روی پروژه جدید صرف کرد.

she lavished care on her garden, making it beautiful.

او با مراقبت و رسیدگی، باغ خود را زیبا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید