spluttering

[ایالات متحده]/'splʌtə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (پراکندگی) ذرات یا جرقه های ریز (مانند در یک قوس الکتریکی)

عبارات و ترکیب‌ها

spluttering engine

موتور سرفه دار

spluttering speech

سخنرانی سرفه دار

spluttering cough

سرفه سرفه

spluttering water

آب سرفه دار

spluttering noise

صدای سرفه دار

spluttering sound

صدا سرفه دار

spluttering laughter

خنده سرفه دار

spluttering protest

اعتراض سرفه دار

spluttering rage

خشم سرفه دار

جملات نمونه

spluttering brackish water, he struggled to regain his feet.

در حالی که آب شور به صورت خروشان فوران می‌کرد، او تلاش کرد تا دوباره روی پای خود بایستد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید