spongs cake
کیک گوسفندی
spongs off
خاموش گوسفندی
sponged down
پاک کردن با گوسفند
sponging on
پوشاندن با گوسفند
throw spongs
پرتاب گوسفند
spongs paint
رنگ گوسفندی
spongs up
بالا بردن گوسفند
sea spongs
گوسفند دریا
spongs bath
حوض گوسفند
spongs material
مواد گوسفند
i use kitchen sponges to clean the dishes every day.
من هر روز با چسبهای آشپزخانه ظروف را تمیز میکنم.
she prefers natural sea sponges for bathing.
او بهتر است از چسبهای دریایی طبیعی برای استحمام استفاده کند.
children love playing with colorful bath sponges.
کودکان دوست دارند با چسبهای حمام رنگی بازی کنند.
the old sponge absorbed all the spilled water quickly.
چسب قدیمی به سرعت تمام آب ریخته شده را جذب کرد.
my grandmother makes delicious sponge cake for birthdays.
مادربزرگ من برای تولدها کیک چسب لذیذ میکند.
he gave his mother a sponge bath every morning.
او هر صبح به مادرش یک حمام چسبی میداد.
don't sponge off your friends for money all the time.
هر زمان که میخواهید از دوستان خود پول بگیرید، چسب نزنید.
i need to buy new sponges for the bathroom.
من نیاز دارم چسبهای جدیدی برای حمام بخرم.
the porous nature of sponges makes them great for cleaning.
خاصیت منافذ چسبها آنها را برای تمیز کردن بسیار مناسب میکند.
she wrung out the wet sponge before wiping the table.
او قبل از تمیز کردن میز، چسب مرطوب را فشار داد.
scientifically, sponges are simple multicellular organisms.
از نظر علمی، چسبها سادهترین موجودات چندسلولی هستند.
the sailor used a sponge to clean the deck of the ship.
کشتیگر با چسب دکل کشتی را تمیز کرد.
spongs cake
کیک گوسفندی
spongs off
خاموش گوسفندی
sponged down
پاک کردن با گوسفند
sponging on
پوشاندن با گوسفند
throw spongs
پرتاب گوسفند
spongs paint
رنگ گوسفندی
spongs up
بالا بردن گوسفند
sea spongs
گوسفند دریا
spongs bath
حوض گوسفند
spongs material
مواد گوسفند
i use kitchen sponges to clean the dishes every day.
من هر روز با چسبهای آشپزخانه ظروف را تمیز میکنم.
she prefers natural sea sponges for bathing.
او بهتر است از چسبهای دریایی طبیعی برای استحمام استفاده کند.
children love playing with colorful bath sponges.
کودکان دوست دارند با چسبهای حمام رنگی بازی کنند.
the old sponge absorbed all the spilled water quickly.
چسب قدیمی به سرعت تمام آب ریخته شده را جذب کرد.
my grandmother makes delicious sponge cake for birthdays.
مادربزرگ من برای تولدها کیک چسب لذیذ میکند.
he gave his mother a sponge bath every morning.
او هر صبح به مادرش یک حمام چسبی میداد.
don't sponge off your friends for money all the time.
هر زمان که میخواهید از دوستان خود پول بگیرید، چسب نزنید.
i need to buy new sponges for the bathroom.
من نیاز دارم چسبهای جدیدی برای حمام بخرم.
the porous nature of sponges makes them great for cleaning.
خاصیت منافذ چسبها آنها را برای تمیز کردن بسیار مناسب میکند.
she wrung out the wet sponge before wiping the table.
او قبل از تمیز کردن میز، چسب مرطوب را فشار داد.
scientifically, sponges are simple multicellular organisms.
از نظر علمی، چسبها سادهترین موجودات چندسلولی هستند.
the sailor used a sponge to clean the deck of the ship.
کشتیگر با چسب دکل کشتی را تمیز کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید