spooked

[ایالات متحده]/spuːkt/
[بریتانیا]/spuːkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ترسیده یا وحشت‌زده

عبارات و ترکیب‌ها

spooked cat

گربه ترسیده

spooked horse

اسب ترسیده

spooked child

کودک ترسیده

spooked audience

تماشاگران ترسیده

spooked dog

سگ ترسیده

spooked crowd

جمعیت ترسیده

spooked feeling

احساس ترسیده

spooked look

ظاهر ترسیده

spooked reaction

واکنش ترسیده

spooked moment

لحظه ترسیده

جملات نمونه

the loud noise spooked the horse.

صدای بلند، اسب را ترساند.

she was spooked by the sudden movement in the bushes.

او از حرکت ناگهانی در بوته ها ترسید.

the ghost story really spooked him.

داستان ارواح او را واقعاً ترساند.

he got spooked when he heard footsteps behind him.

وقتی صدای قدم‌ها را از پشت سر شنید ترسید.

the unexpected thunder spooked the children.

رعد و برق غیرمنتظره کودکان را ترساند.

don't get spooked by the dark; it's just your imagination.

نگران نباشید؛ تاریکی فقط تصورات شماست.

the sudden appearance of the cat spooked the dog.

ظهور ناگهانی گربه سگ را ترساند.

she was spooked by the creepy old house.

او از آن خانه قدیمی ترسناک ترسید.

the horror movie spooked everyone in the theater.

فیلم ترسناک همه را در تئاتر ترساند.

he spooked easily during the haunted house tour.

او به راحتی در طول تور خانه ارواط ترسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید