spookily

[ایالات متحده]/ˈspuːkɪli/
[بریتانیا]/ˈspuːkɪli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز ترسناکی

عبارات و ترکیب‌ها

spookily quiet

به طرز ترسناکی ساکت

spookily similar

به طرز ترسناکی مشابه

spookily familiar

به طرز ترسناکی آشنا

spookily dark

به طرز ترسناکی تاریک

spookily close

به طرز ترسناکی نزدیک

spookily still

به طرز ترسناکی ساکن

spookily empty

به طرز ترسناکی خالی

spookily bright

به طرز ترسناکی روشن

spookily strange

به طرز ترسناکی عجیب

spookily cold

به طرز ترسناکی سرد

جملات نمونه

the old house looked spookily abandoned.

خانه قدیمی به طرز ترسناکی متروکه به نظر می‌رسید.

she spoke spookily about the ghost stories.

او به طرز ترسناکی درباره داستان‌های شبح صحبت کرد.

the forest was spookily silent at night.

جنگل شب‌ها به طرز ترسناکی ساکت بود.

he spookily laughed in the dark.

او در تاریکی شب به طرز ترسناکی خندید.

the movie ended in a spookily unexpected twist.

فیلم با یک پیچش غیرمنتظره به طرز ترسناکی به پایان رسید.

they found a spookily old doll in the attic.

آنها یک عروسک قدیمی به طرز ترسناکی را در زیرزمین پیدا کردند.

the shadows danced spookily on the wall.

سایه‌ها به طرز ترسناکی روی دیوار رقصیدند.

it was spookily quiet after the storm.

بعد از طوفان به طرز ترسناکی ساکت بود.

the painting had a spookily eerie vibe.

تابلو حال و هوای وهم‌آور به طرز ترسناکی داشت.

she felt a spookily cold breeze in the room.

او یک نسیم سرد به طرز ترسناکی در اتاق احساس کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید