spookily quiet
به طرز ترسناکی ساکت
spookily similar
به طرز ترسناکی مشابه
spookily familiar
به طرز ترسناکی آشنا
spookily dark
به طرز ترسناکی تاریک
spookily close
به طرز ترسناکی نزدیک
spookily still
به طرز ترسناکی ساکن
spookily empty
به طرز ترسناکی خالی
spookily bright
به طرز ترسناکی روشن
spookily strange
به طرز ترسناکی عجیب
spookily cold
به طرز ترسناکی سرد
the old house looked spookily abandoned.
خانه قدیمی به طرز ترسناکی متروکه به نظر میرسید.
she spoke spookily about the ghost stories.
او به طرز ترسناکی درباره داستانهای شبح صحبت کرد.
the forest was spookily silent at night.
جنگل شبها به طرز ترسناکی ساکت بود.
he spookily laughed in the dark.
او در تاریکی شب به طرز ترسناکی خندید.
the movie ended in a spookily unexpected twist.
فیلم با یک پیچش غیرمنتظره به طرز ترسناکی به پایان رسید.
they found a spookily old doll in the attic.
آنها یک عروسک قدیمی به طرز ترسناکی را در زیرزمین پیدا کردند.
the shadows danced spookily on the wall.
سایهها به طرز ترسناکی روی دیوار رقصیدند.
it was spookily quiet after the storm.
بعد از طوفان به طرز ترسناکی ساکت بود.
the painting had a spookily eerie vibe.
تابلو حال و هوای وهمآور به طرز ترسناکی داشت.
she felt a spookily cold breeze in the room.
او یک نسیم سرد به طرز ترسناکی در اتاق احساس کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید