unnervingly calm
به طرز ناراحتکنندهای آرام
unnervingly quiet
به طرز ناراحتکنندهای ساکت
unnervingly close
به طرز ناراحتکنندهای نزدیک
unnervingly accurate
به طرز ناراحتکنندهای دقیق
unnervingly familiar
به طرز ناراحتکنندهای آشنا
unnervingly real
به طرز ناراحتکنندهای واقعی
unnervingly similar
به طرز ناراحتکنندهای مشابه
unnervingly fast
به طرز ناراحتکنندهای سریع
unnervingly perfect
به طرز ناراحتکنندهای بینقص
unnervingly bright
به طرز ناراحتکنندهای روشن
she spoke unnervingly calmly about the accident.
او با آرامش نگران کننده در مورد حادثه صحبت کرد.
the film's unnervingly realistic scenes kept the audience on edge.
صحنههای بهشدت واقعی فیلم، مخاطبان را در حالت انتظار نگه داشت.
his unnervingly accurate predictions surprised everyone.
پیشبینیهای بهطرز عجیبی دقیق او همه را شگفتزده کرد.
she had an unnervingly intense stare during the interview.
او در طول مصاحبه نگاهی بهشدت شدید داشت.
the silence in the room was unnervingly thick.
سکوت در اتاق بهطرز نگران کنندهای غلیظ بود.
he smiled unnervingly as he explained his plan.
او در حالی که طرح خود را توضیح میداد، با لبخندی نگران کننده لبخند زد.
the child's unnervingly mature insights shocked the adults.
بینشهای بهطرز عجیبی بالغانه کودک، بزرگسالان را شوکه کرد.
her unnervingly detailed knowledge of the case raised suspicions.
دانش بهطرز عجیبی دقیق او در مورد پرونده، باعث ایجاد سوءظن شد.
the weather forecast was unnervingly unpredictable this week.
پیشبینی هواشناسی این هفته بهطرز نگران کنندهای غیرقابل پیشبینی بود.
the report contained unnervingly disturbing information.
گزارش حاوی اطلاعاتی بهطرز نگران کنندهای آزاردهنده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید