spratlings

[ایالات متحده]/ˈsprætlɪŋz/
[بریتانیا]/ˈsprætlɪŋz/

ترجمه

n. جمع Spratling (نام خانوادگی)

عبارات و ترکیب‌ها

fresh spratlings

سپریت‌های تازه

fried spratlings

سپریت‌های سرخ‌شده

catch spratlings

گرفتن سپریت‌ها

small spratlings

سپریت‌های کوچک

eat spratlings

خوردن سپریت‌ها

young spratlings

سپریت‌های جوان

spratlings swim

سپریت‌ها می‌نحشند

dried spratlings

سپریت‌های خشک‌شده

spratlings school

سپریت‌ها به گروه می‌روند

boiled spratlings

سپریت‌های پخته‌شده

جملات نمونه

the tiny spratlings swam in a silver school near the shore.

نوزادان کوچک ماهیچه‌ها در یک گروه نقره‌ای نزدیک ساحل می‌ن游泳.

fishermen often overlook the little spratlings when casting their nets.

صیادان ماهی گاهی اوقات نوزادان کوچک ماهیچه‌ها را در هنگام پر کردن ش渔網‌هایشان نادیده می‌گیرند.

the young spratlings gathered near the rocky outcrop to hide from predators.

نوزادان ماهیچه‌ها نزدیک به توده سنگی جمع شدند تا از شکارگرها پنهان شوند.

during low tide, we could see the minute spratlings darting through the shallow water.

در زمان نیم‌رخ، ما می‌توانستیم نوزادان کوچک ماهیچه‌ها را در آب‌های سطحی دیده و دیده‌ایم.

the heron waited patiently for the small spratlings to venture closer.

گوگل با صبر منتظر می‌ماند تا نوزادان کوچک ماهیچه‌ها نزدیک‌تر شوند.

these spratlings are an essential part of the marine food chain.

این نوزادان ماهیچه‌ها بخشی ضروری از زنجیره غذایی دریایی هستند.

the water was teeming with countless spratlings, glittering like tiny diamonds.

آب پر از ماهیچه‌های نوزاد بود که مانند دیاموندهای کوچک لامع می‌کردند.

children laughed as they watched the playful spratlings chase each other.

کودکان در حالی که نوزادان ماهیچه‌های بازیگوش را دنبال می‌کردند، خنده می‌زدند.

the spratlings multiplied rapidly in the warm, shallow waters.

نوزادان ماهیچه‌ها در آب‌های گرم و سطحی به سرعت تکثیر می‌شدند.

early morning fishermen would often catch spratlings by the hundreds.

صیادان ماهی در صبح‌های زود، گاهی اوقات صد‌ها نوزاد ماهیچه می‌گرفتند.

the spratlings' delicate bodies shimmered in the sunlight.

بدن‌های نازک نوزادان ماهیچه‌ها در نور خورشید لامع می‌شدند.

scientists studied the migration patterns of these spratlings.

دانشمندان الگوهای مهاجرت این نوزادان ماهیچه‌ها را مطالعه کردند.

the larger fish feasted on the defenseless spratlings.

ماهی‌های بزرگ روی نوزادان بی‌دفاع ماهیچه‌ها غذا می‌خوردند.

during spawning season, the spratlings gathered in huge numbers.

در فصل تولید مثل، نوزادان ماهیچه‌ها به تعداد زیاد جمع می‌شدند.

we observed the spratlings carefully before releasing them back into the ocean.

ما قبل از اینکه آن‌ها را دوباره به دریا بگذاریم، نوزادان ماهیچه‌ها را با دقت مشاهده می‌کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید