shopping spree
خرید اساسی
killing spree
ماراٹن کشتن
spending spree
خرید بیرویه
crime spree
حمله متوالی
eating spree
خوردن بیش از حد
blew a fortune on a shopping spree;
یک ثروت را در یک خرید ولخرجانه صرف کردیم.
it was his custom to spree his money in a single night.
این عادت او بود که پول خود را در یک شب خرج کند.
After her shoplifting spree she lived in mortal dread of being found out.
پس از ماجراجویی سرقت او، از اینکه لو برود، به شدت میترسید.
shopping spree
خرید اساسی
killing spree
ماراٹن کشتن
spending spree
خرید بیرویه
crime spree
حمله متوالی
eating spree
خوردن بیش از حد
blew a fortune on a shopping spree;
یک ثروت را در یک خرید ولخرجانه صرف کردیم.
it was his custom to spree his money in a single night.
این عادت او بود که پول خود را در یک شب خرج کند.
After her shoplifting spree she lived in mortal dread of being found out.
پس از ماجراجویی سرقت او، از اینکه لو برود، به شدت میترسید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید