splurge

[ایالات متحده]/splɜːdʒ/
[بریتانیا]/splɝdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به نمایش گذاشتن؛ هدر دادن
n. نمایش ثروت؛ هزینه‌های extravagante
vt. با ولع خرج کردن؛ خود را به رخ کشیدن
Word Forms
قسمت سوم فعلsplurged
صفت یا فعل حال استمراریsplurging
زمان گذشتهsplurged
جمعsplurges
شکل سوم شخص مفردsplurges

عبارات و ترکیب‌ها

splurge on gifts

هزینه کردن روی هدایا

splurge on

هزینه کردن روی

جملات نمونه

(on) splurge on a new hat

(در) خرج کردن برای یک کلاه جدید

splurge millions on the wedding

میلیون‌ها را برای عروسی خرج کنند.

there has recently been a splurge of teach-yourself books.

به تازگی یک هجوم از کتاب های آموزش خود وجود داشته است.

I'd splurged about £2,500 on clothes.

من حدوداً ۲۵۰۰ پوند برای لباس خرج کردم.

And Mardi Gras, today, is a boisterous, bacchanalian splurge of music and mayhem.

و کارناوال Mardi Gras، امروز، یک جشن پر سر و صدا، باکانیالی و آشفته‌ای از موسیقی و هرج و مرج است.

There are three things that can't be wasted, body, money and love. You splurge them and get more kicks than halfpence;

سه چیز وجود دارند که نمی توان آنها را هدر داد، بدن، پول و عشق. آنها را خرج کنید و بیشتر از نصف پنس لذت ببرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید