spry

[ایالات متحده]/spraɪ/
[بریتانیا]/spraɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. (به ویژه در مورد یک فرد مسن) سرزنده و چابک.

جملات نمونه

was spry for his advanced age.

او با وجود سن بالا، هنوز هم چابک بود.

spry for his age, and steady on his pins.

با وجود سنش چابک و استوار بود.

he continued to look spry and active well into his eighties.

او تا اوایل دهه هشتاد نیز چابک و فعال به نظر می رسید.

The old dog was so spry that it was in the door and halfway up the stairs before we could stop it. See also Synonyms at dexterous

سگ پیر آنقدر چابک بود که قبل از اینکه بتوانیم آن را متوقف کنیم، وارد در شده و نیمی از راه پله را رفت.

Its dry powder nitron sprying fire systemcarbon dioxide spraying fire system could be used on singelcombinetion.

سیستم اطفاء حریق پودر خشک نیترون و سیستم اطفاء حریق دی‌اکسید کربن می‌توانند در ترکیب تک استفاده شوند.

He is very spry and well-dressed, more like a young society man than anything else, and very standoffish.

او بسیار چابک و خوب لباس پوشیده است، بیشتر شبیه یک مرد جوان جامعه است تا هر چیز دیگری، و بسیار سرد و بی تفاوت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید